...
برای تو که از عشق بالاتری
سالهاست شعری نسروده ام
نه تپه های برفی ،
نه این کوچه بن بست
و نه لحظه های خاکی این غروب
سالهاست که ...
،
پنجره نگاه من
خالیست
،
قاب عکس عدالت
به میخی کج
آویخته است
منم و
آرزوی
یک
خواب
بی رویا
،
منم و
لحظه ی طلایی این عشق
این دربه در،
این خانه به خانه،
این غریبه همیشگی
و این شعرهای بی صدا.
،
شعری نسروده ام
که خوابم نمی برد،
عشق
بهانه ی تنهاییهاست ...
شین