شین رمانتيک
ديشب تنهايی نشستم و فيلم love actually رو ديدم. نمی تونم بگم چطور فيلمی بود ... بيشتر از فيلم بودن آمیزه ای از چند کاراکتر بود در چالشهای عشقی ... حالا هر کدام به يک شکل ، بهرحال خوش عاقبت بودن فيلمها دل منو خوش می کنه، همين برای من بسه که هنوز به طرز علاج ناپذيری رمانتیکم...حالا چرا تنهايی فيلم دیدم ؟ برای اينکه سطح فرهنگی حضرت الف تازگیا اومده پايين و تماشای سریال باجناقها رو به فيلم ديدن شبانه ترجيح می ده !!
پ.ن. آخ ... نزن !!! آخ ... اوووخ!
پ.ن. آخ ... نزن !!! آخ ... اوووخ!