چهارشنبه های چین چینی!

چه وقت خوبیه عصر چهارشنبه ... حیف که این دو تا خانم همکار من نیستند و من تنها موندم و دارم با یه گزارش مسخره سر و کله می زنم ... ولی به هر حال وقت خوبیه ... روز خوبیه ، آخر وقت آخرین روز هفته ... آخر وقت چهارشنبه... به که چه خوبه!!سه شنبه توی یکی از کارهام توپو انداختم تو زمین طرف!! ( این اصطلاح رو از مدیر پروژه مون یاد گرفتم معنیش اینه که کار به مرحله ای رسیده که کارفرما باید روش تصمیم گیری جدید کنه ) یکی از کارهام رو موکول کردم به هفته آینده و فقط کار محوطه سازی حیاط منزل پدر شوهر موند برای این دو سه روزه ... دیروز که فقط خوابیدم ... یعنی از زور خستگی بیهوش شدم و 10 – 11 ساعتی خوابیدم... شب که خوابیدم الف نبود ، صبح هم که بیدار شدم نبود!! ( حالا هم هنوز ندیدمش بپرسم ببینم دیشب اصلا اومده خونه یا نه!!!!!) امروز هم خوشبختانه توی شرکت کارهام حسابی خلوته و کنار فایلهای گزارش که بازه یه پنجره هم باز کردم برای خودم که چرت و پرت توش بنویسم و یکی هم باز کردم که توش دارم رو محوطه سازی کار می کنم ... نمی دونین چه آدم همه فن حریف و باحالی هستم من !!
امروز پریسا – یکی از دوستان – به شرکت ما تلفن کرد و گوشی رو من برداشتم ، حسابی تعجب کرد . من هم با جدیت گفتم که حقوقم به عنوان مهندس جواب خرجهام رو نمی داد و من سمت منشی گری رو هم قبول کردم ! ( نمی دونم باور کرد یا نه!) اینه که شرکت ما با استخدام من توی استخدام چند تا نیروی مفید و غیر مفید صرفه جویی کرده ... چون هم کار معماریم حرف نداره ، هم کار کامپیوترم ، هم کار سه بعدی و غیره ...تازه تلفن هم جواب می دم ، اصلا من فوق العاده ام!! کارهای خود را به ما بسپارید ... بنگاه همه فن حریف خانم شین و همسر!

شین از خود راضی

پ.ن. امروز زنگ زدم محل کار الف پیغام گذاشتم که من خانومش هستم بگین به من زنگ بزنه ، همکارم که کنارم نشسته بود گفت معنی این پیغام تو اینه که اگه شوهرت هم زنگ بزنه اینجا باید پیغام بذاره به شین بگین به من زنگ بزنه من آقااااشم!! جالبه نه ؟
پ.ن. الو ! الو ! من یه گوله نمکم!!!

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…