مهمونی خارجکی

من و مامانم چهارشنبه ظهر مهمون خانم سفیر ترکیه بودیم. سفیر جدید ترکیه 6 ماهه که منصوب شده و این اولین مهمونی زنانه خانم سفیر بود. خانم سفیر ترکیه خانم خوشگل و جوان و بسیار ساده ای بود. من که خیلی ازش خوشم اومد. با تک تک مهمانها احوال پرسی کرد و اومد نشست سر تک تک میزها ... کلی هم پذیرایی شدیم. آخرش هم با همه عکس انداخت.
خانه سفیر توی خیابان پل رومی داخل یک باغ بزرگ و با صفا بود. از دم ورودی تا دم خونه یه چیزی حدود ده دقیقه با ماشین راه بود، خلاصه نمردیم و خونه سفیر ترکیه رو هم دیدیم... توی یه باغ مشابه باغ کاخ سعد آباد...
بهرحال خیلی برام جالب بود. اول سادگی خانم سفیر ، چه در آرایش و چه در لباس پوشیدن و چه در صحبت کردن... فقط موهاشو سشوار کشیده بود و تل زده بود. آرایش خیلی ملایم و یک حلقه طلای ساده ، یک زنجیر نازک و آویز و یک ساعت به خودش آویزون کرده بود همین.
حدود 40 تا خانم اونجا بودن ... از خانمهای ترکی که ساکن ایرانند، اونجا همه با من برخورد دختر کوچولو داشتن! و مدتها بود که با من همچین برخوردی نشده بود و حس بچگی بهم دست داد. خلاصه کلی لوس شدم و یاد جوونیها کردم مادر...
شین
پ.ن. اینها رو نوشتم یه دو دلیل : اول اینکه بگم من خارجیم! دوم اینکه مردم ما یاد بگیرن... یارو هنوز هیچی نشده از فیس و افاده نمی شه از کنارش گذشت .. اونقدر طلا بهش آویزونه که الساعه می تونه یه مغازه طلافروشی رو سرویس بده و عارش می یاد با مردم حرف بزنه ... اونوقت یه خانم سفیر اینقدر ساده ... خوب اینا چیزای قشنگیه ...
پ.ن. چون به الف قول دادم چیزی نمی نویسم!!!

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…