اندر مزایای مدیریت بی جیره و مواجب

والا اینکه بعضی دوستان می گویند که من مدیر شدم و کلاسم رفته بالا ، تماما شایعات استکبار جهانیه و من درکمال صحت و سلامت بسر می برم و کماکان در همین وبلاگ با همین اسم می نویسم. در این چند روزی که از اهدای سمت جدید من می گذره چیزهای زیادی عوض شده : 1- ساعت خونه اومدن من از ساعت 5 به 6 الی 7 تغییر کرده! 2- شام بی شام 3- خونه مثل بازار شام 4- اخلاق مثل فرشته مهربون تو پینوکیو 5- پول کما فی السابق فلوس ناموجود!! 6- دستورات و اوامر دریافتی در سطح شرکت دو برابر! 7- تلفن بی تلفن!
بدتر از همه اینها اینکه مدیر کوفتی دفترمون فکر می کنه که خیلی به من عزت گذاشته و منو مدیر کرده اینه که مرتب به من نگاههای عجیب می کنه و توقع داره که من تشکر هم بکنم!! خدا خفه اش کنه! خلاصه این بود انشای من از اولین هفته مدیریت پروژه کوفتی ام! ایشالا هفته های بعد بهتر می شه... امروز هم که از صبح مشغول اضافه کاری در سطح مننزل بودم و سعی می کردم که خونه رو یه جوری قابل زندگی کنم. مونیتورمون هم یه خورده چشمش چپ شده! یعنی یه هوا کاپیتان اف شده! همه چیو دوتا نشون می ده!... خلاصه اینکه من زنده ام و به زودی میام و یه عالمه چیزهای خوب می نویسم و هیچم غر نمی زنم!
شین

پ.ن. سفرمون عالی بود. همه رو آقای الف نوشته ، من دیگه چی بگم؟!
پ.ن. J

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…