دلتنگی های معمارخیابان دوم نرسیده به چهارراه ، دست چپ

دیروز با همکارام رفتیم دیدن یکی دیگه از همکارهامون که تازه بچه دار شده. اولین بار بود که من به خونه این همکارم می رفتم و خونه شو که دیدم از زن بودن و آرشیتکت بودنم خجالت مفصلی کشیدم! خونه اش انگار همین الان از لای یکی از صفحات مدل کتاب های سال 2004 طراحی داخلی افتاده بود بیرون. به قدری همه چیز با هم زیبا و هماهنگ بود که حد نداشت و محیط خیلی خوشایندی در یک وجب جا ( یک مستطیل به ابعاد 10*8) خلق شده بود. تازه این خانم علاوه بر اینکه آرشیتکت هست ، 10 سال هم سابقه کار خیلی شدید داره! ( یعنی من نمی تونم شاغل بودنمو بهانه کنم!!) اتاق بچه شم خیلی خیلی ناز بود. با اینکه یه خورده کوچیک بود ولی خیلی قشنگ چیده شده بود. یاد بگیرم!! همین!!!

شین .دی. سلینجر

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…