هری پاتر و شین دورگه

من و آقای الف یه مقدار زمان کم آوردیم. آقای الف برای یک هفته اش چیزی حدود 12 روز برنامه ریزی داره و من هم که می خوام توی این یک ماه و نیم که تا تولد بچه مونده به اندازه 3 ماه کار و فعالیت کنم! اینه که سخت مشغول بدو بدو هستیم. حالا این که من با این دل گنده تا چه حد می تونم بدوم دیگه خودتون حدس بزنین.
***
نی نی بکسور ما خوبه . در این هفته مشغول انجام یک سری حرکات کششی شده و پاهاشو با فشار و کشش به بدنه شکم من فشار می ده و احتمالا داره با خودش شرط می بنده که بتونه پاشو از توی ناف من دربیاره بیرون! خلاصه چنان زوری می زنه که من اگه همین روزا یه پا از توشکمم بزنه بیرون تعجب نمی کنم!!
***
اوضاع شرکت هم آرومه. فعلا تنها جایی که کارم سبکه شرکته ! کلا تازگیا آقای الف منو می فرسته سر کار که زیاد خسته نشم! رئیس از به مرخصی فرستادن من ناامید شده و از دیروز شروع کرده به ایجاد ارعاب !! یکی از خانمهای همکار ما حامله بوده و کیسه آبش زودتر از موعد پاره شده ... اینه که دیروز رئیس به من می گفت خیلی مواظب باش! می خوای یه خورده استراحت کن!! تو دلم گفتم خودتی! به من چه که پروژه هاتون تو چرتن!! یه مدت منم حقوق بیکاری بگیرم بدک نیستا!!
***
دوستان فیلم باز و فیلم ساز! شرمنده اخلاق ورزشکاریتون ... ما هنوز خونه مون قابل رویت نیست و نمی تونیم مهمون دعوت کنیم ... ایشالا توی یکی دو هفته آینده در خدمتتون خواهیم بود.
***
هری پاتر و شاهزاده دو رگه که فعلا با جلد یکش ما رو سر کار گذاشته و سخت منتظرم که جلد 2 بیاد. کسی خبری نداره ؟
شین پاتر مشغول

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…