حلقه و درس ارولوژی خصوصی و باقی ماجراها

حلقه سینا افتاد و بابا به ما آموزش خصوصی ختنه داد و با حلقه نشون داد که اصولا چی و چه جوری ختنه انجام می شه ، اینه که اگه کسی داوطلب ختنه کردن بچه اش باشه من و الف به عنوان یک تیم جدید در صنعت ختنه در خدمتش هستیم!! خلاصه که من بالاخره فهمیدم که چی شده. بچه ما هم الان سر و مر و گنده است و داره نقشه های جدید برای شیطنتهای جدید می کشه.
***
سینا هر روزش با دیروز فرق می کنه.هر روز بعضی از حرکات دیروزیش رو انجام نمی ده و بجاش حرکات جدیدی انجام می ده. خلاصه اینو گفتم که بگم دو سه روزه که بچه ام موقع شیر خوردن دیگه کله شو تکون نمی ده و به نظر میاد آرواره هاش قوی شدن و احتیاجی به حرکت کله دیگه نداره. هر روزش دلم برای دیروزش تنگ می شه و در عین حال با ذوق بچه ای که می خوان بهش هدیه ای بدن نگاه می کنم که ببینم چه کارهای جدیدی می خواد بکنه. این دفعه که 5-6 روزی خونه مامانم اینا بودم سینا کاملا می فهمید که محیطش عوض شده. مخصوصا دوری از تابلوی سرخپوستی معروفش – اگه نمی دونین در مورد چی حرف می زنم یه تک پا بیاین خونه ما! می فهمین!!- براش سخت بود ، دیروز که اومدیم خونه بچه ام یه جوری اطراف رو نگاه می کرد که انگار می دونه برگشتیم خونه. موقعی که داشت بی تابی می کرد و گذاشتمش رو دوشم یه دفه تابلوشو دید و کلی ذوق کرد. خلاصه داره کم کم برای خودش شخصیتی پیدا می کنه بچه مون! قربونش برم.
***
آقای الف کماکان و مجددا متاهل تشریف دارند! قابل توجه انواع ونگزها!!!
***
می خواستیم خدمت برادر بولتس و همسر گرامیشون برسیم که برفی از آسمان نازل شد که اونطرفش ناپیدا! بابا این چه کاریه! خوب بیاین خونه ما ... چرا نظم طبیعت رو بهم می ریزین؟!
***
یک سری از نفرینهای ارسالی آقای الف به دیار هلند خورده بود تو سر دوستی طاهره نام! که دیروز صداشو شنیدیم. خواهر جان سال نو شما و شوهرتان هم مبارک! باشد که این دفعه که ایران آمدید وفا داشته باشید و یکی دو تا تلفن حداقل بزنید!
***
من برگشته ام خونه! یعنی که مثلا شما تا حالا نفهمیدین دیگه !!!
شین برگشته

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…