ما گیر می دهیم پس هستیم

سینا خوابه ... من هم خیلی خوابم میاد اما نمی تونم بخوابم! امروز کلا سیستم خواب و بیداریم ریخته به هم. ما جمعه تشریف بردیم خانه خانم و آقای بولتس گرامی. البته به علت اعتماد بیش از حد دوستان به اس . ام .اس ( با او. آر . اس اشتباه نگیرینا! ) ما به صرف حلیم نرسیدیم! اما موفق شدیم بعدش بریم اونجا و تا عصر اونجا بودیم . خدا خیرشون بده خانم و آقای بولتس رو و انصافا بعد از مدتها به من خیلی خوش گذشت و این دو تا وروجکها هم خوب بودن و خیلی گرد و خاک نکردن! در نتیجه ما به این نتیجه رسیدیم که فعلا تا می تونیم صبحها با دوستان قرار بذاریم. البته ما از این به بعد به جای آقای بولتس حلیم پرور از همین جا گیر می دیم به خانواده مارانای کبیر که نوبت قرار فیلمیشان دیر شده و قرار شده یک فیلم خوب ( برای خاله مانا گردالی)و هپی اند ( برای من و آقای بولتس) پیدا کنند و نمایش بدهند... خلاصه ما اعلام کردیم تا بعد دوباره بهشان گیر بدهیم!!
شین حواس جمع

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…