يه عالمه شكوفه و سه تا گل
سينا ديروز به اين نتيجه رسيده بود كه تماشاي بازي ايران و مكزيك كار بيخود و بيمزه ايه! اينه كه اولش شروع كرد داد وبيداد و غرغر و به محض شروع شدن بازي چنان شكوفه اي بروي ما زد كه من و الف و خودش مجبور به تعويض لباس شديم. تازه بعدش هم فرش رو دستمال كشيديم و يه قسمتي از سراميك ها رو! اين ماجرا يه چيزي حدود ربع ساعت از نيمه اول طول كشيد. بعدش رفتيم كه بخوابونمش كه ايران گل زد و همسايه هاي ما جيغ زدن و بچه دوباره پريد! بعدش هم كه نيمه اول تموم شد. سينا به اين نتيجه رسيد كه خوابيدن بين دو نيمه كار بي مزه ايه و داشت تو اين فاصله به سرلاكش ناخنك مي زد. نيمه دوم كه شروع شد دوباره بهونه گيري شروع شد و بالاخره ساعت 9 غش كرد و خوابيد. من و الف مونديم و يه دل شكسته و سه تا گل خورده!! باخت فاجعه آميز ايران رو به همه تون تسليت مي گم.
***
من به شدت خوبم! امروز هم رفتم تجريش و خريد كردم. اين پول خرج كردن عجب آدم رو سرحال مي كنه!!
شين ولخرج
***
من به شدت خوبم! امروز هم رفتم تجريش و خريد كردم. اين پول خرج كردن عجب آدم رو سرحال مي كنه!!
شين ولخرج