و اينك معرفي اسباب بازي محبوب سينا
در جايي مي خوندم كه بچه ها حدود 8 ماهگي به يك اسباب بازي يا پتوي خاص دل مي بندند و آنرا هر جا كه مي روند با خودشان مي برند و بدون آن نمي خوابند و از شسته شدن آن متنفرند چون بوي آشناي خودش را از دست مي دهد. توي اين يك ماه و خورده اي كه از 8 ماهگي سينا گذشته همه اش چشمم به اسباب بازيها و پتوها بود تا ببينم كه بالاخره كدوم رو به عنوان محبوب! انتخاب مي كنه؟ زيمبو رو ( زرافه رنگي رنگي مسخره شو! يعني) ؟ گاوي چرخي كه عمو نادر و خاله شكيبا براش آوردن ؟ فيليپ ( خرس عروسكيشو) ؟ يا نارنگي ( موجود مسخره اي كه معلوم نيست شيره يا گربه!) و يا شوربا( سگ آبي رنگ!! كه مال باباش بوده كه مادرش براي باباش از مشهد سوغات آورده )؟ ديروز بالاخره موفق شدم اسباب بازي مورد علاقه سينا رو كشف كنم! اسباب بازيي كه هر جا مي ره با خودش مي بره! فقط وقتي اون تو بغلش باشه مي خوابه! از حموم كردنش متنفره! مي دونين اون اسباب بازي چيه ؟ من من كله گنده!!! شرمنده اخلاق ورزشكاريت الف جان!! اين يكي رو سينا برداشت براي خودش! فكر كنم بايد بري براي خودت يه زن نو بخري!
شين بازيچه
پ.ن.
اين چند روزه همه اش از سينا نوشتم. نمي تونم از چيز ديگه اي بنويسم. همه ذهنم خالي شده و توش فقط سينا مونده. سينا با تب 39 درجه. سينا با گريه هاي شبانه. سينا با گونه هاي فرو رفته. سينا . سينا . سينا...
پ.ن. اسم تمام اسباب بازيهاي سينا رو من و باباش انتخاب كرديم! هنوز بزرگ نشديم آخه
شين بازيچه
پ.ن.
اين چند روزه همه اش از سينا نوشتم. نمي تونم از چيز ديگه اي بنويسم. همه ذهنم خالي شده و توش فقط سينا مونده. سينا با تب 39 درجه. سينا با گريه هاي شبانه. سينا با گونه هاي فرو رفته. سينا . سينا . سينا...
پ.ن. اسم تمام اسباب بازيهاي سينا رو من و باباش انتخاب كرديم! هنوز بزرگ نشديم آخه