یک روز تعطیل نمونه در زندگی الف و شین یا روز تعطیل مفرح آقای الف
صبح ساعت 6 آقای الف بیدار می شود . به استخر می رود. اصلاح می کند و شاد و خوشحال و فرش( با کسر ف و ر!) به خانه برمی گردد. می نشیند جلوی کامپیوتر و یک ساعتی اینترنت می رود یا اینکه نسکوآلی ی بازی می کند! ( این یک بازی سری و بسیار پیچیده جهت موفقیت در پازل اتاق گنج مسابقه رد پا کانال5 است و همین روزها با این تمرینات آقای الف ما خانوادگی یک میلیون از صدا و سیما برنده می شیم! )
صبح ساعت 9 خانم شین با صدای دست زدن سینا بیدار می شود. سینا را بغل می کند و می رود توی اتاق کامپیوتر . بچه را می دهد بغل باباش. می رود دست و صورتش را می شورد و لباس عوض می کند. آقای الف می رود صبحانه را آماده کند و خانم شین پوشک سینا را عوض می کند و لباس روز تنش می کند و موهایش را شانه می زند. بعد به آشپزخانه می رود تا صبحانه سینا را آماده کند. ( سرلاک + آب میوه یا شیر + بیسکوییت + یا اگه هیچ کدام رو نخورد نون و پنیر!)
صبح ساعت 10 خانم شین و آقای الف و سینا با هم صبحانه می خورند. در این بین الف و شین نوبتی یک قاشق در دهن بچه می گذارند و یک لقمه خودشان می خورند. برای اینکه سینا را به خوردن تشویق کنند صدای اسب و گربه و سگ و قورباغه درمی آورند! سینا همزمان با خوردن قاشقهای رنگی و اسباب بازیهایی را که مامانش به دستش می دهد پرت می کند کف آشپزخانه!!
صبح ساعت 11 خانم شین سینا را از روی صندلی بلند می کند و می گذارد روی روروئک! شروع می کند به مرتب کردن میدان جنگ ( همان آشپزخانه سابق) آقای الف که سیگار و نسکافه صبحگاهیش تمام شده با انرژی تمام می آید داخل آشپزخانه . دیالوگ زیر انجام می شود:
الف – عزیزم به نظرت من امروز چه کارهایی رو انجام بدم ؟
شین – چه کارهایی داری ؟
الف – باید مرغها رو پاک کنم. فیلمهای سینا رو تبدیل کنم. لوستر دم در رو نصب کنم. باید بریم خونه بابام اینا برای تبریک روز پدر. یه سری هم کارهای کامپیوتری دارم.
شین- به نظر من از مرغها شروع کن! بعدش بقیه کارها رو انجام بده.
الف – راست می گی عزیزم.
صبح ساعت 11و نیم خانم شین سینا را شیر می دهد و سینا می خوابد. آقای الف مشغول مرغها شده است. خانم شین به آشپزخانه می رود. غذای سینا را آماده می کند. لباسهای سینا را داخل ماشین لباس شویی می ریزد. برای ناهار خودشان برنج می شوید. سبزیجات خورد می کند و ظرفها را داخل ماشین ظرفشویی می ریزد.
صبح ساعت 12و نیم سینا از خواب بیدار می شد. آقای الف که کارش با مرغها تمام شده سروقت بچه می رود و با هم مشغول بازی می شوند. خانم شین سینک را با آب جوش و ریکا می شوید. برنج را می پزد. خوراک مرغ را می چشد و ادویه می زند. غذای سینا را از زودپز درمی آورد و داخل میکسر می ریزد. رختها را پهن می کند. ماشین ظرفشویی را روشن می کند. آقای الف با سینا به آشپزخانه می آید و غذای بچه را می دهد.
ساعت 2 خانم شین ویرانیهای به عمل آمده بعد از آخرین غذای سینا را مرمت می کند! آقای الف لباس بچه را عوض می کند و دست و صورتش را می شورد. خانم شین ظرفها را از ماشین ظرفشویی به کابینتها منتقل می کند و ظرفهای کثیف جدید را داخل ماشین می چیند. خانم شین پوشک سینا را عوض می کند.
ساعت 3 سینا دوباره می خوابد و خانم شین و آقای الف جلوی تلویزیون ناهار سبک و مختصری می خورند!!! ( برای توضیح این ناهار سبک و مختصر لطفا ر.ک. به پست بعدی آقای الف در مورد خساغورغور! )
ساعت 3 و نیم خانم شین برای خواب می رود. نیم ساعت بعد آقای الف هم به شین و سینا ملحق می شود.
ساعت 5 و نیم سینا روی سر و کله مادر و پدرش کله معلق می زند! با خنده و خوشحالی تاپ تاپ به شکم باباش (زیلط؟!) می کوبد! و تقریبا هزار و پانصد بار می گوید : مامان! بابا!! بابا!! دل دل دل ( با فتح د منظورش همون گل است با فتح د که به ترکی می شود بیا!)
ساعت 6 خانم شین زیر آب جوش را روشن می کند. غذای سینا را گرم می کند. آقای الف غذای سینا را می دهد. خانم شین ظرفهای ناهار را توی ماشین می چیند و سفره را دستمال می کشد بعد از اتمام غذای سینا آثار خرابکاریهای سینا را از زمین آشپزخانه تمیز می کند!
ساعت 7 چای آماده است! آقای الف برای چای و سیگار به اتاق خودش می رود.
ساعت 7 و ده دقیقه خانم شین پوشک سینا را باز می کند! سینا هیجان زده شده و مدل فواره ای جیش می کند! خانم شین با فریاد آقای الف را صدا می کند! سینا را به حمام می برند!
ساعت 8 آقای الف یک چای دیگر برای خودش می ریزد و به اتاق می رود. خانم شین سر سینا را جلوی تلویزیون گرم می کند. سینا مرتب لبه مبل را می گیرد و بلند می شود. خانم شین مثل اونهایی که صندلیشون میخ داره مرتب جهش می کنه و سینا رو وسط زمین و آسمون می گیرد!
ساعت 8 و نیم سینا جلوی تلویزیون و با شیرخوردن به چرت می افتد. آقای الف ویدیو را روشن می کند. خانم و آقا مشغول تماشای فیلم آفساید می شوند.
ساعت 9 و ربع سینا بیدار می شود. خانم شین غذای سینا را گرم می کند و جلوی تلویزیون به بچه می دهد. از این به بعد تا ساعت 11 نوبتی به بچه سواری می دهند و هیچ کدام شام نمی خورند. آقای الف هندوانه می خورد و خانم شین ماست و خیار. سینا نصف کاسه سوپش را با لگد نثار فرش می کند و خانم شین زمین را تمیز می کند.
ساعت 11 و نیم آقای الف مشغول تماشای سریال نرگس است! خانم شین سینا را برای خواب می برد. سینا می خوابد. خانم شین اسباب بازیهای ولو شده روی زمین پذیرایی را جمع می کند. سی دی های کف زمین اتاق کامپیوتر را جمع می کند . ظرفهای ولو این طرف و آن طرف خانه را جمع می کند. روی کابینتها را دستمال می کشد. آقای الف را که روی کاناپه خوابیده بیدار می کند و می فرستد به اتاق خواب . خانم شین از آقای الف می پرسد: عزیزم روزت مبارک! روز تعطیل خوش گذشت؟ آقای الف دهن دره می کند و می گوید : خیلی! خانم شین لبخند می زند!!
ساعت 12 خانم شین کتاب هری پاتر و جام آتش را که برای صد و شصت و چهارمین بار می خواند می بندد و می خوابد.
ساعت 2 و نیم بامداد سینا جیغ می کشد. خانم شین سینا را راه می برد تا بخوابد.
ساعت 4 و نیم همان بالایی.
ساعت 5 و نیم ایضا.
ساعت 6 و نیم و 8 و نیم هم همچنین!!
صبح ساعت 9 خانم شین آقای الف را دم رفتن می بیند! آقای الف خنده شادمانه ای به لب دارد و به سر کار می رود تا استراحت کند!!!
شین
صبح ساعت 9 خانم شین با صدای دست زدن سینا بیدار می شود. سینا را بغل می کند و می رود توی اتاق کامپیوتر . بچه را می دهد بغل باباش. می رود دست و صورتش را می شورد و لباس عوض می کند. آقای الف می رود صبحانه را آماده کند و خانم شین پوشک سینا را عوض می کند و لباس روز تنش می کند و موهایش را شانه می زند. بعد به آشپزخانه می رود تا صبحانه سینا را آماده کند. ( سرلاک + آب میوه یا شیر + بیسکوییت + یا اگه هیچ کدام رو نخورد نون و پنیر!)
صبح ساعت 10 خانم شین و آقای الف و سینا با هم صبحانه می خورند. در این بین الف و شین نوبتی یک قاشق در دهن بچه می گذارند و یک لقمه خودشان می خورند. برای اینکه سینا را به خوردن تشویق کنند صدای اسب و گربه و سگ و قورباغه درمی آورند! سینا همزمان با خوردن قاشقهای رنگی و اسباب بازیهایی را که مامانش به دستش می دهد پرت می کند کف آشپزخانه!!
صبح ساعت 11 خانم شین سینا را از روی صندلی بلند می کند و می گذارد روی روروئک! شروع می کند به مرتب کردن میدان جنگ ( همان آشپزخانه سابق) آقای الف که سیگار و نسکافه صبحگاهیش تمام شده با انرژی تمام می آید داخل آشپزخانه . دیالوگ زیر انجام می شود:
الف – عزیزم به نظرت من امروز چه کارهایی رو انجام بدم ؟
شین – چه کارهایی داری ؟
الف – باید مرغها رو پاک کنم. فیلمهای سینا رو تبدیل کنم. لوستر دم در رو نصب کنم. باید بریم خونه بابام اینا برای تبریک روز پدر. یه سری هم کارهای کامپیوتری دارم.
شین- به نظر من از مرغها شروع کن! بعدش بقیه کارها رو انجام بده.
الف – راست می گی عزیزم.
صبح ساعت 11و نیم خانم شین سینا را شیر می دهد و سینا می خوابد. آقای الف مشغول مرغها شده است. خانم شین به آشپزخانه می رود. غذای سینا را آماده می کند. لباسهای سینا را داخل ماشین لباس شویی می ریزد. برای ناهار خودشان برنج می شوید. سبزیجات خورد می کند و ظرفها را داخل ماشین ظرفشویی می ریزد.
صبح ساعت 12و نیم سینا از خواب بیدار می شد. آقای الف که کارش با مرغها تمام شده سروقت بچه می رود و با هم مشغول بازی می شوند. خانم شین سینک را با آب جوش و ریکا می شوید. برنج را می پزد. خوراک مرغ را می چشد و ادویه می زند. غذای سینا را از زودپز درمی آورد و داخل میکسر می ریزد. رختها را پهن می کند. ماشین ظرفشویی را روشن می کند. آقای الف با سینا به آشپزخانه می آید و غذای بچه را می دهد.
ساعت 2 خانم شین ویرانیهای به عمل آمده بعد از آخرین غذای سینا را مرمت می کند! آقای الف لباس بچه را عوض می کند و دست و صورتش را می شورد. خانم شین ظرفها را از ماشین ظرفشویی به کابینتها منتقل می کند و ظرفهای کثیف جدید را داخل ماشین می چیند. خانم شین پوشک سینا را عوض می کند.
ساعت 3 سینا دوباره می خوابد و خانم شین و آقای الف جلوی تلویزیون ناهار سبک و مختصری می خورند!!! ( برای توضیح این ناهار سبک و مختصر لطفا ر.ک. به پست بعدی آقای الف در مورد خساغورغور! )
ساعت 3 و نیم خانم شین برای خواب می رود. نیم ساعت بعد آقای الف هم به شین و سینا ملحق می شود.
ساعت 5 و نیم سینا روی سر و کله مادر و پدرش کله معلق می زند! با خنده و خوشحالی تاپ تاپ به شکم باباش (زیلط؟!) می کوبد! و تقریبا هزار و پانصد بار می گوید : مامان! بابا!! بابا!! دل دل دل ( با فتح د منظورش همون گل است با فتح د که به ترکی می شود بیا!)
ساعت 6 خانم شین زیر آب جوش را روشن می کند. غذای سینا را گرم می کند. آقای الف غذای سینا را می دهد. خانم شین ظرفهای ناهار را توی ماشین می چیند و سفره را دستمال می کشد بعد از اتمام غذای سینا آثار خرابکاریهای سینا را از زمین آشپزخانه تمیز می کند!
ساعت 7 چای آماده است! آقای الف برای چای و سیگار به اتاق خودش می رود.
ساعت 7 و ده دقیقه خانم شین پوشک سینا را باز می کند! سینا هیجان زده شده و مدل فواره ای جیش می کند! خانم شین با فریاد آقای الف را صدا می کند! سینا را به حمام می برند!
ساعت 8 آقای الف یک چای دیگر برای خودش می ریزد و به اتاق می رود. خانم شین سر سینا را جلوی تلویزیون گرم می کند. سینا مرتب لبه مبل را می گیرد و بلند می شود. خانم شین مثل اونهایی که صندلیشون میخ داره مرتب جهش می کنه و سینا رو وسط زمین و آسمون می گیرد!
ساعت 8 و نیم سینا جلوی تلویزیون و با شیرخوردن به چرت می افتد. آقای الف ویدیو را روشن می کند. خانم و آقا مشغول تماشای فیلم آفساید می شوند.
ساعت 9 و ربع سینا بیدار می شود. خانم شین غذای سینا را گرم می کند و جلوی تلویزیون به بچه می دهد. از این به بعد تا ساعت 11 نوبتی به بچه سواری می دهند و هیچ کدام شام نمی خورند. آقای الف هندوانه می خورد و خانم شین ماست و خیار. سینا نصف کاسه سوپش را با لگد نثار فرش می کند و خانم شین زمین را تمیز می کند.
ساعت 11 و نیم آقای الف مشغول تماشای سریال نرگس است! خانم شین سینا را برای خواب می برد. سینا می خوابد. خانم شین اسباب بازیهای ولو شده روی زمین پذیرایی را جمع می کند. سی دی های کف زمین اتاق کامپیوتر را جمع می کند . ظرفهای ولو این طرف و آن طرف خانه را جمع می کند. روی کابینتها را دستمال می کشد. آقای الف را که روی کاناپه خوابیده بیدار می کند و می فرستد به اتاق خواب . خانم شین از آقای الف می پرسد: عزیزم روزت مبارک! روز تعطیل خوش گذشت؟ آقای الف دهن دره می کند و می گوید : خیلی! خانم شین لبخند می زند!!
ساعت 12 خانم شین کتاب هری پاتر و جام آتش را که برای صد و شصت و چهارمین بار می خواند می بندد و می خوابد.
ساعت 2 و نیم بامداد سینا جیغ می کشد. خانم شین سینا را راه می برد تا بخوابد.
ساعت 4 و نیم همان بالایی.
ساعت 5 و نیم ایضا.
ساعت 6 و نیم و 8 و نیم هم همچنین!!
صبح ساعت 9 خانم شین آقای الف را دم رفتن می بیند! آقای الف خنده شادمانه ای به لب دارد و به سر کار می رود تا استراحت کند!!!
شین