دندون دندونم كن! با دندون دون دونم كن
ما مرديم از دست دندون بي دندون اين پسر و دندونش درنيومد كه نيومد! من و الف حساب كرديم كه اگه براي هر دندونش سه ماه بداخلاقي كنه ، بداخلاقي براي درآوردن تمام دندونهاش چقدر طول مي كشه؟! ده سال ؟ بيست سال ؟
ديروز بچه كلي گريه و زاري كرد. تازگيا وقتي با تلفن حرف مي زنم بهش جوش مي زنه! چه برسه به اينكه بخوام بيام اينترنت! دستشو به همه جا مي گيره و مثل فرفره پاميشه. بعدش دور اتاق مي چرخه.دستشو مي گيره به مبلها و خيلي تند و تند راه مي ره. خيلي با احتياط باسنشو مي ذاره زمين. خيلي مواظب خودشه ناقلا! ديروز مجبور شدم يكي از تفريحاتشو ازش بگيرم! تازگيا آقا مي ره و با شاسي هاي تلويزيون بازي مي كنه و ما ترسيديم كه تلويزيون رو بندازه رو سر خودش اينه كه ميز جلوي مبلها رو كشيديم جلوي تلويزيون! خيلي بهش برخورد هي دور ميز مي چرخيد تا يه دسترسي به تلويزيون پيدا كنه. دكوراسيون خونه مون ديدني شده!!
***
پراكنده نوشتم. بعد صد سال كه بخواي بنويسي و هزار تا چيز رو باهم اينجوري ميشه! الهام خانوم فرنگ زادگان تشريف فرما شدن ولي پيدا كردن رييس جمهور از پيدا كردن الهام راحتتره! سه چهار روزه زنگ مي زنم يا خوابه يا ددره يا داره با تلفن حرف مي زنه حسشو نداره پشت خطيشو جواب بده! كاتي هم رفت. دو ماه اينجا بود و ما فقط يك بار همديگه رو ديديم! نمي دونم چرا اينجوري گوريديم به هم ! همينجور به خودمون پنالتي مي زنيم و به هيچ كاري نمي رسيم. شايا خان هم مشغول دندون درآوردن هستن و فكر كنم كه قبل از پسر من دندون دربياره!
***
شمال بوديم . خيلي خوش گذشت. خيلي استراحت كردم. خيلي هواي خوب خوردم. دريا رفتم و خلاصه يه مسافرت عالي بود. حسنش به اين بود كه سينا كه به شدت عاشق و كشته باباي منه اين سه چهار روزه از بغل بابا فقط به ضرورت خوردن و خوابيدن پايين مي اومد و من و الف يه جورايي مجردي حال كرديم! البته مجردي حال كردن آقاي الف لم دادن جلوي كولر و كتاب خوندن بود و مال من دريا رفتن و چرت زدن.
***
بي مزه شد! چيكارش كنم هرچي مي نويسم بدتر مي شه ! امروز حسش نيست. همين خزعبلات رو داشته باشين تا بعد!
شين پراكنده بي دندون
پ.ن. من هم بالاخره بلاگ رول دار شدم! بعضي لينكام غلطه مي دونم! به زودي همه شو درست مي كنم.
پ.ن. شوهر جان اون لي لي پاي اون بالا يه نمودار هم داشت بجز عكس وا!؟ اون كجا ورفت؟
پ.ن. آقاي ب اون لينكي كه دادي چي بود ؟
ديروز بچه كلي گريه و زاري كرد. تازگيا وقتي با تلفن حرف مي زنم بهش جوش مي زنه! چه برسه به اينكه بخوام بيام اينترنت! دستشو به همه جا مي گيره و مثل فرفره پاميشه. بعدش دور اتاق مي چرخه.دستشو مي گيره به مبلها و خيلي تند و تند راه مي ره. خيلي با احتياط باسنشو مي ذاره زمين. خيلي مواظب خودشه ناقلا! ديروز مجبور شدم يكي از تفريحاتشو ازش بگيرم! تازگيا آقا مي ره و با شاسي هاي تلويزيون بازي مي كنه و ما ترسيديم كه تلويزيون رو بندازه رو سر خودش اينه كه ميز جلوي مبلها رو كشيديم جلوي تلويزيون! خيلي بهش برخورد هي دور ميز مي چرخيد تا يه دسترسي به تلويزيون پيدا كنه. دكوراسيون خونه مون ديدني شده!!
***
پراكنده نوشتم. بعد صد سال كه بخواي بنويسي و هزار تا چيز رو باهم اينجوري ميشه! الهام خانوم فرنگ زادگان تشريف فرما شدن ولي پيدا كردن رييس جمهور از پيدا كردن الهام راحتتره! سه چهار روزه زنگ مي زنم يا خوابه يا ددره يا داره با تلفن حرف مي زنه حسشو نداره پشت خطيشو جواب بده! كاتي هم رفت. دو ماه اينجا بود و ما فقط يك بار همديگه رو ديديم! نمي دونم چرا اينجوري گوريديم به هم ! همينجور به خودمون پنالتي مي زنيم و به هيچ كاري نمي رسيم. شايا خان هم مشغول دندون درآوردن هستن و فكر كنم كه قبل از پسر من دندون دربياره!
***
شمال بوديم . خيلي خوش گذشت. خيلي استراحت كردم. خيلي هواي خوب خوردم. دريا رفتم و خلاصه يه مسافرت عالي بود. حسنش به اين بود كه سينا كه به شدت عاشق و كشته باباي منه اين سه چهار روزه از بغل بابا فقط به ضرورت خوردن و خوابيدن پايين مي اومد و من و الف يه جورايي مجردي حال كرديم! البته مجردي حال كردن آقاي الف لم دادن جلوي كولر و كتاب خوندن بود و مال من دريا رفتن و چرت زدن.
***
بي مزه شد! چيكارش كنم هرچي مي نويسم بدتر مي شه ! امروز حسش نيست. همين خزعبلات رو داشته باشين تا بعد!
شين پراكنده بي دندون
پ.ن. من هم بالاخره بلاگ رول دار شدم! بعضي لينكام غلطه مي دونم! به زودي همه شو درست مي كنم.
پ.ن. شوهر جان اون لي لي پاي اون بالا يه نمودار هم داشت بجز عكس وا!؟ اون كجا ورفت؟
پ.ن. آقاي ب اون لينكي كه دادي چي بود ؟