این طوطی دوست داشتنی

سینای ما هر چی رو که ما می گیم تکرار می کنه و خیلی بامزه این کارو می کنه. چیزهایی که خیلی بانمک و غلیظ میگه ایناس: توپ ، کش ، پر ( توی بازی کلاغ پر) ، تیک تاک ( که البته میگه کیک تاک! )، در ، میو ، بع و تقریبا هر چیزی که زبونش بچرخه میگه ... خیلی بامزه کلاغ پر بازی می کنه. انگشت اشاره شو می ذاره زمین و تند و تند برمی داره و بعد از یکی دو تا پر گفتن شروع می کنه دست زدن و آواز خوندن : آآآآآآآ آخه عمه اش اینجوری یادش داده که میگه :" کلاغ پر ، گنجشک پر" ، بعد میگه" سینا پر" و دست می زنه و می خونه که سینا که پر نداره ، خودش خبر نداره... خلاصه بچه منم کاری نداره بعد دومی شروع می کنه دست زدن و آواز خوندن.
مدل تاتی رفتنش عین سایمونه! شکمو می ده جلو و قدمهای گنده گنده برمی داره!
***
الهام جان! با تو نبودم مادر!! تو چرا به خودت گرفتی؟
***
توی این هوای پاییزانه ملس هر روز پسرم رو می برم پارک و سوار تاب و سرسره می کنم. سینا پارک رو فقط وقتی دوست داره که توش پر بچه باشه و از پارک خالی خوشش نمیاد. ولی عجب هواییه! آدم از راه رفتن توی خیابون کیف می کنه.
***
دیروز خودم سینا رو تنهایی شستم! اولین بار بود که این کارو کردم و راستش مامانم حسابی منو ترسوند که نکن و بچه می افته و از این حرفا! ولی بعدش فکر کردم که نباید این همه متکی به بقیه باشم برای یه موضوع ساده ای مثل حمام بچه! اونایی که مامان و باباشون پهلوشون نیستن چیکار می کنن؟ مامان خودم چیکار می کرده ؟ بردمش و حسابی شستمش! و از این که این کارو کرده بودم حسابی مغرور بودم!
***
آژاده جون امروز هر کاری می کنم از خودم نوشتنم نمیاد!آخه تو که ندیدی پسر من چه ناز می خوابه! لپهاشو فرو می کنه توی بالش و لباشو رو هم فشار می ده. همین الان از کنارش بلند شدم و اونقدر ازش پرم که نمی تونم چیز دیگه ای بنویسم.
مادر شین وراج

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…