من قاط مي زنم پس هستم

1- زماني براي "زن" بودن كه هيچ! دنبال زماني براي "من" بودن مي گردم كه نيست!
2- سوال: به عنوان يك معمار براي كسي كه تازه "معماري" قبول شده چه حرفي داريد ؟
جواب اول: ما گشتيم نبود! تو نگرد نيست!!
3- جواب دوم : تسليت عرض مي كنم! غم آخرتون باشه!!
4- منتظرم! منتظر چيزي كه نمي دانم چيست يا كجاست. منتظر يك وقت شايد. بايد يك وقت از آرايشگاه بگيرم! مشكل "ابرو"هاست كه قاطي ام كرده است شايد.
5- برمي گردم سر خط! بايد شماره بزنم.
6- توي استخرم. به رقص نور روي سقف كاذب نگاه مي كنم. به دنياي آبي اطرافم. مي دانم كه زندگيم از شعر زيباتر است ولي شعري ندارم كه برايش بگويم. مي دانم كه عشق تو از قلبم بزرگتر است ولي شعري ندارم كه برايت بگويم. نگاه مي كنم و به خاطر مي سپارم. لحظه هايي را كه اينقدر خالص و كامل هستند. وقتهايي كه احساس مي كنم كه در بودنم كاملم . در لحظه هستم و همانجايي هستم كه بايد. مي داني مثل كي؟ مثل وقتهايي كه كنار تو خوابيده ام و بچه ام را شير مي دهم. يكي از لحظه هايي است كه به خودم يادآوري مي كنم كه فردا رسيده است و اين لحظه كاملترين لحظه دنياست.
7- خواهر فرانكلين اين همه براي اين پينگ كذايي جز نزن! خود بلاگ رولينگ روزي يه بار اتومات پينگ مي كنه! از ما گفتن.
8- نه نشد! به من شماره گذاشتن نيومده!!
شين قاطي پاطي

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…