اخبار رادیو خانواده موج شین الف
تازه های سینا
سینا داره حسابی راه رفتن رو تمرین می کنه. به تاتی کردن می گه "تاتا" و شیوه تمرینش هم به این صورته که همه اهل خونه باید
سرکار باشن تا آقا راه بره .من و آقای الف به فاصله ده قدمی هم می شینیم و سینا بلند می شه و از بغل باباش میاد توی بغل من ، در حالی که قدم برمی داره و دو تا دستاشو می ده جلو و یه بند می گه "ماما ... ماما...ماما" به من که می رسه خودشو می اندازه تو بغل من و جیغ می زنه و دوباره نرسیده می خواد برگرده طرف باباش و همینطور تکرار می کنه "بابا...بابا...بابا" و می پره بغل باباش. دیروز بجز این تاتی کردناش دو سه بار هم که حواسش نبود وسط پذیرایی ، کنار اسباب بازیاش و جلوی تلویزیون از جاش بلند شد و دو سه قدم برداشت. وقتهایی که خوب قدم برمی داره و نمی افته و کج نمی شه خیلی ذوق می کنه ولی وقتهایی که وسط راه می افته یا ما می گیریمش بهش خیلی برمی خوره. کلیه مکالمات ما رو می فهمه و وروجک مدام در حال گوش کردنه. دیروز کاملا سرش به بازی گرم بود و من داشتم به آقای الف می گفتم که عمه فلانی مرده که یه دفه سینا همونطور که نشسته بود گفت "عم"!! با همین کلمات شکسته بسته ای که می گه منظورشو کاملا می رسونه. می دونه که اگه آب بخواد می رم براش میارم و به محض اینکه می برم بخوابونمش صداش درمیاد که "اپ" ( با فتح الف) . کلمات جدید رو سعی میکنه به هر حال بگه و خیلی بامزه می گه ، مثلا بهش می گیم بگو "گردنبند" می خنده و می گه "دندندند"
***
***
میزی از آن خود
آقای الف بالاخره رضایت داد که میز نقشه کشی منو بهم پس بده و برای خودش یه میز دیگه بگیره. میز دومیه فعلا مونتاژ نشده توی همین اتاقه و من به زودی یه میز مستقل برای خودم پیدا می کنم. تصمیم گرفتم که برای خودم یه قسمت اتاق رو درست کنم و یه فضای اختصاصی برای خودم داشته باشم. هر چند که وقتی اینارو برای آقای الف می گم چپ چپ نگاهم می کنه ولی از آخرین وقتی که میزی برای خودم داشتم که پشتش بشینم و چیز میز بنویسم و یه قاب عکس روش بذارم انگار صد سال گذشته!
***
مهمانهای سینا
این هفته سینا دو تا مهمون داشت. شایا و ارشیا. که با مامانهای جفتشون حسابی دوست شد و بازی کرد. توی خونه خودمون دیگه
کمتر غریبی می کنه و حتی کنار مهمونها هم می مونه. بچه ام یه خورده پر توقعه چون انتظار داشت که مامانها بچه های خودشونو ول کنن و بیان با اون بازی کنن و وقتهایی که مانا یا کاتی مجبور بودن که بچه خودشونو بغل کنن کلی بهش برمی خورد!
***
... اندر استقبال شما از جشنواره
... اندر استقبال شما از جشنواره
از استقبال همگی از جشنواره و سیمرغهای بلورین ممنون. اونایی که سیمرغ نگرفتن غصه نخورن.یه خورده با آشناها پارتی بازی کردیم مرغامون زود تموم شد. البته اونایی که غصه خوردن و غصه هاشون و اشکاشون رو دیدیم ، حتما در جشنواره بعدی یه سیمرغ هم نگیرن دیگه پونزده تا مرغ رو بهشون می دیم!!!
***
این بود خلاصه و مشروح اخبار صبحگاهی رادیو خانواده ، من شین الف گوینده اخبار اوقات خوشی رو برای شما آرزو می کنم