دنیا با قدمهای سینا

تا به حال دقت کرده اید که مرد سبزی فروش دسته های سبزی را با چه حرکاتی دسته می کند؟ به تکرار حرکت دستهایش نگاه کرده اید؟ به دسته های تازه نعنا و جعفری و تربچه ؟ تا حالا دیده اید که چند رنگ در میوه فروشی هست؟ فکر کرده اید که خوشرنگترین بوتیکها با میوه های میوه فروشی برابری نمی کند؟ آبششهای ماهیها را در قرمزی ماتشان دیده اید؟ بوی ماهیها را که چطور با هم قاطی می شود؟ شاخک میگوها را چطور؟ دیوار سنگی کنار باغ را دیده اید؟ چینهای پیشانی پیرمرد را در ایستگاه اتوبوس چی ؟ دیده اید که وقتی حرف می زند چانه اش می لرزد؟ عصایش را ؟ دیده اید که خاک چه طرحی انداخته روی صندلیهای ایستگاه ؟ بوی نانهای تازه را شنیده اید؟ لکه های روی پیاده رو چی ؟ دست زده اید به سپر وانت سبزی فروش که ببینید چه سرد است و عجیب؟ به حرکت قطره های آب روی آسفالت نگاه کرده اید؟... اینها و هزار تا چیز دیگر... من امروز تمام اینها را دیدم. نه ! نرفته بودم دور دنیا بگردم. فقط با سینا برای اولین بار پیاده بیرون رفتیم و سه چهارتا مغازه دور و بر خانه را تماشا کردیم و برگشتیم. اولین بار بود و من تازه فهمیدم که به پسر کوچولو چی می گذرد وقتی بیرون می برمش. فهمیدم که چقدر می خواسته سر فرصت بایستد و 10 دقیقه به حرکت دست مرد سبزی فروش نگاه کند. تازه فهمیدم که دنیا از نگاه کوچولویم چه جای بکریست و چه اعجاب انگیز است تمام این چیزهایی که سرسری از کنارشان می گذریم. دلتان می خواهد دنیا را دوباره تجربه کنید؟ از اسب آهنیتان پیاده شوید و با قدمهای کوچولوی بچه ها راه بروید.
***
دوستی از من سوال کرده که بعد از بچه دار شدن باید سر کار رفت یا نه. راستش جواب دادن به این سوال خیلی مشکله. برای اینکه من فقط یک حالت رو تجربه کردم و اونو درست می دونم. سولماز و خیلیهای دیگه مثل اون حالت سر کار رفتن رو انتخاب کردن و اونو درست می دونن. به نظر من اگه کسی می خواد بره سر کار یا باید قبل از 6 ماهگی بچه بره، یا تا 18 ماهگی بچه صبر کنه. فاصله 6 تا 18 ماهگی زمانیه که بچه نسبت به دنیا اطرافش شناخت پیدا می کنه و نسبت به اینکه مادرش اطرافش باشه حساس می شه و به تدریج به شدت به مادرش وابسته می شه. من هنوز نمی دونم که کی آمادگی اینکه برم سر کار رو پیدا می کنم. الان و در این لحظه نمی خوام این کارو بکنم. بهرحال هر کسی باید تصمیم درست رو برای خودش و خونواده اش بگیره. هر کسی باید شرایط اجتماعی ، اقتصادی و خانوادگیشو بسنجه و بچه شم ببینه و بعد تصمیم بگیره که حالا بره سر کار یا نره و چه مدت نره... این بود انشای خانم شین در مورد سر کار رفتن یا نرفتن.
***
بدم میاد از اینایی که میان ناشناس کامنت می ذارن از آدم غلط املایی می گیرن.

شین دقیق

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…