می می نی می گه مامان جون

سرم سنگینه. دو سه روزه با یه منگی عجیب از خواب بیدار می شم. نمی دونم چمه. شاید می خوام مریض بشم. هوای خانه خفه و گرم است. یکی دو تا پنجره باز می کنم و می بندم. هوا بدجوری بوی دود می دهد.
***
هنوز تماشای راه رفتن سینا به من شادی و هیجان می دهد. تماشای این موجود کوچولو - با قدمهای لرزانی که هر روز بهتر از دیروز راه می رود- که تاتی کنان از اتاقهای خانه بیرون می آید. هنوز نگاهش می کنم و ذوق می کنم که بچه ام راه می رود. خوشبختانه خونه ما تا حدود زیادی ایمن است و سینا توی خونه آزادی عمل زیادی داره. یعنی اصولا همه جا و همه اتاقها می ره و یه چیزهایی رو به هم می ریزه و کیف می کنه. ما هم مجبور نیستیم که دنبالش باشیم. تازگیا یاد گرفته - مامانم یادش داه - که وقتایی که منو نمی بینه داد بزنه و صدام کنه! یه دفه می بینم شروع کرد هوار زدن : ماما! و کیف می کنه هر بار که من جواب می دم. عکساشو که نشون می دم و می پرسم این کیه می گه : نی نی ولی اسمشو که می پرسم می گه : ااینا! فعلا عاشق کتابهای شعر شده و من راه به راه براش کتابهای شعر می خرم. دیگه چیکار کنم اگه وقت نمی شه که "مدایح بی صله" و "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" و یا " آوار آفتاب " بخونم می تونم بخونم که : می می نی تو مهدکودک دوسته با فیل و اردک. موضوع اینه که من حافظه شعریم بسیار قویه و تقریبا یکی دوبار که یه شعرو بخونم حفظ می شم. حالا مجسم کنین که توی سر آدم هی همچین شعرهای جفنگی باشه!!

می می نی با مامانش
رفته به پارک خوبی
از توی راه خریده
یه آب نبات چوبی

می می نی می گه مامان جون
چه پارک خوبی اینجاست
آدم دلش وامیشه
بس که تمیز زیباست

اما چرا می می نی
که بچه ای تمیزه
کاغذ آب نباتو
روی زمین می ریزه ... والی آخر!!
***
منم یه شعر سرودم ، این شعر مخصوص وقتاییه که سینا پوشک نداره و کار دستمون می ده. یاد بگیرین ما به جای اینکه بچه مونو دعوا کنیم براش شعر می خونیم و می رقصیم. در نتیجه بچه ام فکر می کنه جیش کردن توی خونه و روی فرش خیلی هم کار خوبیه!!!!

مامان مامان جیش کردم
شلوارمو خیس کردم
به هیچ کسم نگفتم
تو شلوارم جیش کردم

مامان مامان جیش کردم
دیدم سرت شلوغه
اذیتت نکردم
تو شلوارم جیش کردم

خواستم بگم جیش دارم
دیدم که حال ندارم
این بود که آروم آروم
تو شلوارم جیش کردم

جیش کردم و جیش کردم
شلوارمو خیس کردم
مامان بیا عوض کن
سردم شده جیش کردم

جیش کردم و جیش کردم!!

***
اونایی که اون عقب نشستن حال می کنن!!!؟

شین شاعر

پ.ن. دوستانی که این شعر نغز رو با اشعار قبلی من مقایسه کنن متوجه می شن که من چقدر پیشرفت کردم!؟

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…