تفش به به هااااااام

دیشب ما مهمون داشتیم و سینا رفتار خیلی خوبی داشت. مهمونهامون یه پسر کوچولوی 2 ماهه دارن به اسم رادین. سینا هم که مدام با راه رفتنش و با شیرین زبونی کردن دلبری می کرد. تازگیا مامان و بابا ( خانم شین و آقای الف سابق) باید کار و زندگیشونو ول کنن و بشینن کنار آقا. برای اینکه اگه من برم دنبال کارهام مدام یا منو صدا می کنه یا بهونه می گیره "ده ده" که 90 درصد اوقات الکی می گه و فقط می خواد که منو وادار کنه که بیام پهلوش. اگه هم باباش اون دور و برا نباشه شروع می کنه اونو صدا کردن. دیشب که الف داشت توی تراس کباب درست می کرد بچه ام خودشو کشت! رفته بود دم در تراس و با آخرین تن صداش هوار می زد : بابا! و تا باباش بهش می گفت چیه ؟ سینا می گفت : آچ! این "آچ" بیچاره که در اصل به ترکی به معنی "باز کن"ه توی فرهنگ لغت سینا هر معنی که دلتون بخواد داره! یعنی بخواد یه چیزی رو باز کنه می گه "آچ" اگه بخواد ببنده هم یا می گه "به" یا می گه "آچ" اگه هم من در دادن "ده ده" یه خورده تعلل کنم ، سریع می گه "آچ" خلاصه همه چی رو "آچ" به عالم و آدم هم می گه "آچ" و ما باید پشت بندش به همه توضیح بدیم که آچ یعنی چی!!
***

عاشق کفشاش شده و من یه جفت از کفشاشو تمیز کردم که تو خونه پاش کنم.مدام صدام می کنه و یه لنگه کفششو میاره و میگه : "تفش... پا" بعدم که خسته میشه می گه "در" یعنی دربیار!دیشب یه تیکه جوجه بهش دادم که چون سیر بود خیلی ازش استقبال نکرد و سر و صدا کرد که از صندلیش بیاد پایین . منم گذاشتمش روی زمین. دیدم رفت ته پذیرایی و جوجه رو چپوند توی کفشش! حالا خدا می دونه "تفنگ آقا پلیسه " رو کجا قایم کرده که دو هفته است دارم می گردم و اثری ازش نیست. اینقدر چیز میز قایم می کنه که هر سوراخی رو توی خونه نگاه می کنم یه چیزی توش هست ، مثلا :


- لای زیرپوشهای باباش سی دی جاسازی کرده
- اتود منو بالای کتابهای کتابخونه قایم کرده
- قنبل منقلهای زرافه شو تمام زیر پتو چپنده بود ( منظور از این اسباب بازیاس که چند تا سوراخ داره و هر سوراخ شکل یه چیز خاصیه ، مثلا قلب و دایره و از این حرفا)
- کنترل از راه دور ضبط زیر فایل
- تخم مرغ شانسی زیر کابینت
- کنترل از راه دور بخاری بین تخت ما و خودش
- مسواکش لای ملافه هاش و دور تختی
- کیف پول من زیر تخت خودمون
- کرم ویتامین آ ، تفنگ آقا پلیسه و قاشق غذاش در یک مقصد نامعلوم!
***

دیروز دقیقا 25 بار سی دی "تولدت مبارک- چرا" رو به خوردمون داد. تا تموم می شد می گفت : نانای! و من دوباره براش می ذاشتم. خوشبختانه تازگیا در مقام پدر و مادر من و الف شدیدا به این جور صداها بی توجه شدیم و اگه به جای 25 بار 125 بار هم به صداهای عجق وجق گوش کنیم صدامون در نمیاد.
***

سینا صبحها که از خواب پا میشه ازش می پرسیم که چی خواب دیدی و اونوقت شروع می کنه تعریف کردن : آننه ، دده ، هام ، عم ، مغ ، بابا ، میو ، ده ده

این چند تا لغت یعنی این که " آننه" رو دیده و " دده " انگشتاشو خورده یعنی "هام" کرده و عمه و بابا جون و بابا هم بودن. پیشی هم بوده ولی الان دیگه دلش نمی خواد خواباشو تعریف کنه و می خواد شیر بخوره!!
***

یاد گرفته بوس می کنه از راه دور. دو تا لباشو می چسبونه به هم و صدای بوس درمیاره که خیلی مزه می ده. بهش می گیم " مامانو بوس کن " و بچه ام از هرجایی که نشسته لباشو غنچه می کنه و بوس می کنه.
***

وای ترکیدم از غرور مادرانه! کوه نمکه این بچه ام به خدا!! الان داره خیلی بهم فشار میاد که نگم قربونش برم!


شین جواد

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…