فرنی می خورم اوی... فرنی می خورم
بالاخره سینای ما 6 ماهش تموم شد و به جرگه فرنی خوران پیوست. البته من دو سه روزی زودتر فرنی رو شروع کردم و امروز به 4 قاشق رسیده و البته وقتی پسرم فرنی می خوره با دست و پا می ره توی کاسه و بعد از فرنی خوردن هر دومون باید بریم دست و رومون رو بشوریم و لباسهامونو عوض کنیم ولی واقعا کیف داره. غذا دادن به این موجود کوچولو و تماشای حرکت لبهاش که این طعم جدید رو مزه مزه می کنه . پسرم تازگیا بلا شده و مولتی ویتامینش رو نمی خوره! – یعنی اصولا پیرم در میاد تا بدم بخوره. – وقتی با قاشق و مولتی ویتامین می رم طرفش دهنشو سفت می بنده و سرشو برمی گردونه ! یه الف بچه!! خلاصه مجبورم توی قاشق آب جوشیده بریزم که خیلی دوست داره و تا دهنشو برای آب خوردن باز کرد با قاشق دیگه ای و مولتی ویتامین بهش حمله کنم! – استراتژی های مادر شین- خدا رحم کنه به ما با قطره آهن که شنیدم یه کوفتیه بدتر از این یکی! تقویم بالا رو دیدن؟ خیلی بامزه است و البته به دلیل 29 روزه بودن اسفند ما فعلا درست و حسابی نیست! یعنی سینا متولد 31 اکتبره و امروز 6 ماهش تموم شده! ولی این خارجیها هیچی نوفهمن!! *** آقای الف در اثر افشاگریهای مخوف من...