وبلاگ مي نويسي ؟ ".." مي خوري! شلغم بخور!!

اينكه آدم مثل يه سوسك چپه افتاده باشه روي تخت، خودش به اندازه كافي بد هست. از اون بدتر اينه كه مجبور باشي شلغم بخوري كه به نظر من عذاب اليمه! بازم بدتر اينه كه مزه غذاها رو نفهمي و آبگوشت و خاك اره توي دهنت يه مزه داشته باشن ولي نمي دونم اين شلغم چه چيزيه كه از پشت اين همه گرفتگي بيني هم بوش و مزه اش مياد! فسقلي من ديشب ساعت 1 خوابيده و نيم ساعت يك روند باباشو هوار زده. كجايي الف كه دلمون برات لك زده!
***
ديروز صبح رفتيم بيمارستان رامتين ولنجك كه دكتر براي من آنتي بيوتيك تجويز كنه. چون از حال خرابم حدس مي زدم كه گلوم چرك كرده. بيمارستان فوق العاده خلوتي بود و ما تنها بيمارش. دكترها و پرستارها انگار با ديدن ما ذوق كرده باشن رضايت نمي دادن كه با يه ويزيت خشك و خالي دست از سر من بردارن !دكتر معاينه ام كه كرد اخماش رفت تو هم كه عجب چركي! شانس آوردي زنده اي و از اين حرفا! بعد فشارمو گرفت كه 9 بود و گفت خانوم شما داري پس مي افتي. گفتم نه آقاي دكتر من هميشه فشارم روي 9 ه! گفت نه تو نمي فهمي!! اول يه نسخه داد دستمون كه از همون داروخونه شون بپيچيم كه صد البته دفترچه بيمه قبول نمي كردن! نگو آقاي دكتر سرم براي من نوشته و پنيسيلين 5 مليون! با يه آمپول ب كمپلكس جهت تقويت اضافه من با اين لپهاي گل منگلي. بعد كه اعتراض كردم و آنتي بيوتيك خوراكي خواستم گفت كه شما حالت خيلي بده و چركت وسيعه و عملا قسطي زنده اي! به الف گفتم فكر نمي كنم حالم اينقدر بد باشه! با اصرار من سرم رو به آنتي بيوتيك تبديل كرد با تاكيد اينكه ممكنه كه خوب نشم. وقتي داشتيم از بيمارستان فرار مي كرديم ياس رو توي صورت پرستارهاي اورژانس و دكترشون ديديم! شب بابا گلومو معاينه كرد و گفت اصلا چرك نكرده و فقط متورمه !! بهتره همون آنتي بيوتيك رو بخورم كه آثار بيماريمو تخفيف بده. نمي دونم تا كي بعضي از اين پزشكا مي خوان قسمنامه شونو به ماديات بفروشن يه قلپ آب هم روش بخورن. زشته به خدا!
***
بابام مي گه كجا مي خواي بري! بمون حالا حالاها! به عشق سينا سر ظهر كوبيده از آزادي تا اينجا اومده. ناهار روي گاز مي قله و بچه بغل بابام. اگه نبود اين "ههههپيچه" هاي متوالي زندگي چه شيرين بود!


شين شلغم زده

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…