رساله اي در باب ولنتين آدم هاي متاهل،ادامه بحث هاپولك مامان و اكتشاف دت و داچ
هر سال روز ولنتاين كه مي شه من اول ياد آزاده مي افتم! خوب براي اينكه يه عمر بي آبرويي رو در روزهاي دبيرستان تحمل كرديم كه چرا براي دوست دخترمون كادو مي گيريم. حالا بيا به پير و پيغمبر قسم بخور كه بابا اين بنده خدا امروز تولدشه! نه خير. هر سال دوباره متلك و روز از نو روزي از نو!
در مورد ولنتاينهاي دو نفره مون. من و الف از اولش يه خورده غير رمانتيك بوديم و هيچوقت براي همديگه از اين خرسهاي قرمز و هاپوي سرخابي و از اين مزخرفات نخريديم. روز ولنتاين منو ياد انگشتري مي اندازه كه براي اولين بار ما رو به نسبت داد. بدون خواستگاري. بدون قول و قرار مهريه و بقيه چيزهايي كه به موقعش بيشتر از هر چيزي اعصاب خردكن بودن نه مفرح. انگشتري كه قول و قرار دو نفر بود. فارغ از همه چيز. براي همين داشتنش شيرين بود.
پيرارسال توي شركت يه بحث مفصل داشتيم در مورد اينكه ولنتاين مال آدمهاي متاهل نيست و مال مجردهاست كه اصولا يه خورده رمانتيكشون درد مي كنه! ولي من و بقيه خانمها عقيده داشتيم كه اين جور روزها براي يادآوري اينكه همديگه رو دوست داريم ساخته شدن و مجرد و متاهل هم نداره و شايد حتي متاهلها بيشتر احتياج داشته باشن به اين يادآوري. بهرحال ما هر سال روز ولنتاين يه برنامه اي داريم. حالا ممكنه يه شاخه گل باشه و يه يادآوري يا مثل امشب قول و قرار دوستانه اي براي شام و گفتن و خنديدن. بهرحال ما امشب داريم شام مي ريم بيرون. شمام بياين!
***
بحث "هاپولك مامان" رو آقاي الف ادامه داده . بخونين. ديگه اينكه من منظورم اسامي مستعار مسخره به طور كلي بود. اگه توي پست قبلي به طور خاص به كسي خطاب شده كاملا تصادفي بوده و من قصد توهين به كسي رو نداشتم. به هرحال نظرات هر كسي براي خودش محترمه. به قول خانم آنا هر مادري روش خاص خودشو در ابراز محبتش داره. فقط هدف من از اين نوشته ام اين بود كه يه خورده بيشتر به شخصيت بچه اي كه امروز بچه است و فردا يه آدم بزرگ توجه بشه!
( اگه اينجا متنم تموم مي شد مي نوشتم خانم شين اصلاحگر مناسبات غلط اجتماعي!!)
***
شنبه اي كه دوستان خونه ما بودن مشكل جدي كه داشتيم رو براشون گفتيم. اونم اين بود كه سينا دو سه روزي بود كه دو تا كلمه جديد به دائره المعارفش اضافه كرده بود و ما نمي دونستيم كه اين دو تا كلمه يعني چي. اين دو تا كلمه "دت" با فتح د و "داچ" بودن كه بچه ام با شدت و زياد استفاده شون مي كرد. آقاي ب عقيده داشتن كه بچه مون خارجي شده و منظورش از "دت" ،"اون" و از "داچ"،"آلمانيه!" من و الف كلي توي خونه گشتيم تا اين دت و داچ كذايي رو پيدا كنيم. ولي نشد كه نشد. بالاخره بعد از چند روز من موفق به اين كشف بزرگ شدم.
"دت" صداي شير آبه! بي ربطه نه ؟ نه زياد. مامانم اينا يه شير تفنگي دارن كه دقيقا يه صداي اينجوري مي ده و مامانم براي سينا ازش آب مي ريزه و مي گه "تت تا تت تا" منتهي چون "تاتا" صداي تفنگ آقا پليسه است پسرم اين يكي رو تبديل كرده به "دت" ،يعني وقتي مي ريم حموم و مي گه "دت" منظورش اينه كه شير آب رو بدم دستش آب بازي كنه!
و اما داچ كه واقعا مشكل بود. چون ديگه هيچ جوري نتونستم نمونه شو پيدا كنم. تا اينكه چند روز پيش تفنگ اسباب بازيشو از لاي دو تا مبل درآوردم و دادم دستش اونم شروع كرد تو خونه راه رفتن و "داچ" گويان به من شليك كردن! اين يكي هم كار خواهر زاده هاي الفه كه پسرن و 9 و 11 ساله و ميان باهاش تفنگ بازي مي كنن و احتمالا صداي شليكي كه درميارن شبيه داچه!
الان همينجوري بي ربط ياد جوك "دون شوت" افتادم! واقعا عجب چالشي اين زبان شناسي مادرانه ها!!
مادر شين مكتشف ولنتاين نژاد
در مورد ولنتاينهاي دو نفره مون. من و الف از اولش يه خورده غير رمانتيك بوديم و هيچوقت براي همديگه از اين خرسهاي قرمز و هاپوي سرخابي و از اين مزخرفات نخريديم. روز ولنتاين منو ياد انگشتري مي اندازه كه براي اولين بار ما رو به نسبت داد. بدون خواستگاري. بدون قول و قرار مهريه و بقيه چيزهايي كه به موقعش بيشتر از هر چيزي اعصاب خردكن بودن نه مفرح. انگشتري كه قول و قرار دو نفر بود. فارغ از همه چيز. براي همين داشتنش شيرين بود.
پيرارسال توي شركت يه بحث مفصل داشتيم در مورد اينكه ولنتاين مال آدمهاي متاهل نيست و مال مجردهاست كه اصولا يه خورده رمانتيكشون درد مي كنه! ولي من و بقيه خانمها عقيده داشتيم كه اين جور روزها براي يادآوري اينكه همديگه رو دوست داريم ساخته شدن و مجرد و متاهل هم نداره و شايد حتي متاهلها بيشتر احتياج داشته باشن به اين يادآوري. بهرحال ما هر سال روز ولنتاين يه برنامه اي داريم. حالا ممكنه يه شاخه گل باشه و يه يادآوري يا مثل امشب قول و قرار دوستانه اي براي شام و گفتن و خنديدن. بهرحال ما امشب داريم شام مي ريم بيرون. شمام بياين!
***
بحث "هاپولك مامان" رو آقاي الف ادامه داده . بخونين. ديگه اينكه من منظورم اسامي مستعار مسخره به طور كلي بود. اگه توي پست قبلي به طور خاص به كسي خطاب شده كاملا تصادفي بوده و من قصد توهين به كسي رو نداشتم. به هرحال نظرات هر كسي براي خودش محترمه. به قول خانم آنا هر مادري روش خاص خودشو در ابراز محبتش داره. فقط هدف من از اين نوشته ام اين بود كه يه خورده بيشتر به شخصيت بچه اي كه امروز بچه است و فردا يه آدم بزرگ توجه بشه!
( اگه اينجا متنم تموم مي شد مي نوشتم خانم شين اصلاحگر مناسبات غلط اجتماعي!!)
***
شنبه اي كه دوستان خونه ما بودن مشكل جدي كه داشتيم رو براشون گفتيم. اونم اين بود كه سينا دو سه روزي بود كه دو تا كلمه جديد به دائره المعارفش اضافه كرده بود و ما نمي دونستيم كه اين دو تا كلمه يعني چي. اين دو تا كلمه "دت" با فتح د و "داچ" بودن كه بچه ام با شدت و زياد استفاده شون مي كرد. آقاي ب عقيده داشتن كه بچه مون خارجي شده و منظورش از "دت" ،"اون" و از "داچ"،"آلمانيه!" من و الف كلي توي خونه گشتيم تا اين دت و داچ كذايي رو پيدا كنيم. ولي نشد كه نشد. بالاخره بعد از چند روز من موفق به اين كشف بزرگ شدم.
"دت" صداي شير آبه! بي ربطه نه ؟ نه زياد. مامانم اينا يه شير تفنگي دارن كه دقيقا يه صداي اينجوري مي ده و مامانم براي سينا ازش آب مي ريزه و مي گه "تت تا تت تا" منتهي چون "تاتا" صداي تفنگ آقا پليسه است پسرم اين يكي رو تبديل كرده به "دت" ،يعني وقتي مي ريم حموم و مي گه "دت" منظورش اينه كه شير آب رو بدم دستش آب بازي كنه!
و اما داچ كه واقعا مشكل بود. چون ديگه هيچ جوري نتونستم نمونه شو پيدا كنم. تا اينكه چند روز پيش تفنگ اسباب بازيشو از لاي دو تا مبل درآوردم و دادم دستش اونم شروع كرد تو خونه راه رفتن و "داچ" گويان به من شليك كردن! اين يكي هم كار خواهر زاده هاي الفه كه پسرن و 9 و 11 ساله و ميان باهاش تفنگ بازي مي كنن و احتمالا صداي شليكي كه درميارن شبيه داچه!
الان همينجوري بي ربط ياد جوك "دون شوت" افتادم! واقعا عجب چالشي اين زبان شناسي مادرانه ها!!
مادر شين مكتشف ولنتاين نژاد