از كرامات شيخ ما چه عجب - پنجه را باز كرد و گفت وجب
شين - بگو سينا .
سينا- ااينا!
شين - بگو سين پسرم.
سينا - سين.
سينا- ااينا!
شين - بگو سين پسرم.
سينا - سين.
شین - حالا بگو نا
سینا - نا
شين - آفرین!حالا بگو سينا.
سينا - ااينا!
***
شين - بيا بشمريم. يك
سينا - دو ، هه ، چار ، پن ، شيش
شين - هفت
سينا - نه ، ده
***
سينا يك پوشك تميز را از توي كمد در آورده و به حالت اضطرار به طرف من مي دود.
سينا - ماما ، پيف! پيف!
شين - نه مامان. اين پيف نيست اين تميزه.
سينا - آتتي! آتتي!
شين - نه عزيزم. اين تميزه!
سينا - آتتي! ا ( با فتح الف) دينگ!
( اين چند كلمه يعني كه پيف رو بندازيم تو كيسه ، علي آقا - سرايدار - زنگ بزنه بياد ببره!)
***
سينا با علي - خواهر زاده 9 ساله الف - مشغول تفنگ بازيست. سينا به علي شليك مي كند : داچ! علي اداي تير خوردن در مي آورد و خودش را روي زمين مي اندازد. بعد علي به سينا شليك مي كند : داچ! سينا دستش را چنگ مي زند روي سينه اش و مي گويد : آخ! بعد خودش را روي زمين مي اندازد!
***
شين - آفرین!حالا بگو سينا.
سينا - ااينا!
***
شين - بيا بشمريم. يك
سينا - دو ، هه ، چار ، پن ، شيش
شين - هفت
سينا - نه ، ده
***
سينا يك پوشك تميز را از توي كمد در آورده و به حالت اضطرار به طرف من مي دود.
سينا - ماما ، پيف! پيف!
شين - نه مامان. اين پيف نيست اين تميزه.
سينا - آتتي! آتتي!
شين - نه عزيزم. اين تميزه!
سينا - آتتي! ا ( با فتح الف) دينگ!
( اين چند كلمه يعني كه پيف رو بندازيم تو كيسه ، علي آقا - سرايدار - زنگ بزنه بياد ببره!)
***
سينا با علي - خواهر زاده 9 ساله الف - مشغول تفنگ بازيست. سينا به علي شليك مي كند : داچ! علي اداي تير خوردن در مي آورد و خودش را روي زمين مي اندازد. بعد علي به سينا شليك مي كند : داچ! سينا دستش را چنگ مي زند روي سينه اش و مي گويد : آخ! بعد خودش را روي زمين مي اندازد!
***
سینا می خواهد با شایا بازی کند. شایا را صدا می کند : بی بی ... (بیا) شایا جواب نمی دهد. سینا فرض را بر این می گذارد که شایا نفهمیده این دفه به ترکی شایا را صدا می کند : دل دل ( گل! بیا به ترکی)
***
سینا کلمه اختراع کرده از ترکیب پیشی و میو به اسم پیو! که هم دلالت بر گربه داره و هم صدای گربه!!
***
***
سینا کلمه اختراع کرده از ترکیب پیشی و میو به اسم پیو! که هم دلالت بر گربه داره و هم صدای گربه!!
***
آخه شما ایرانیها چه مردمانی هستین که برای سه تا چیز بی ربط فقط یک کلمه معادل دارین! شیر بدبخت چه گناهی کرده؟ سینا یه راه حل بسیار هوشمندانه پیدا کرده و خودش چیزی رو که به عقل کسی نرسیده عملی کرده. به شیر باغ وحش می گه : شیر ، به شیر خوراکی می گی : هیش ، به شیر آب می گه : شیش! حال کردین؟
***
همين الان :
همين الان :
نشسته ام پاي كامپيوتر و شاهكارهاي پسرم را مي نويسم. سينا مي آيد كنارم.
سينا - مامان پا!
شين - كار دارم مامان.
سينا - پا ! بو بو.
شين - براي چي آخه؟
سينا - ااينا! ني ني !
( يعني پا شو من مي خوام بشينم عكسامو ببينم!)
مادر شین بانمک