Smoking kills *
خسته از نگاه كردن متوالي به صفحه سياه اتوكد چشمم را مي گردانم به اطراف اتاق تا چيز ديگري ببينم. چشمم مي خورد به قوطي سيگار مالبروي داييم. رويش با درشتترين خط ممكن به انگليسي نوشته شده : سيگار كشيدن مي كشد* !خنده ام مي گيرد. فكر مي كنم چه احساس عجيبي بايد داشته باشد يك سيگاري با خواندن اين جمله. آن لحظه اي كه دلش عجيب سيگار مي خواهد و فندكش را برده جلو تا سيگارش را روشن كند!
شين متفكر
شين متفكر