من و سه شنبه
بعد از مدتها کمی از ساعتهای یک روز را برای خودم اختصاص دادم. نه همه روز. فقط چند ساعت. برای همین سه شنبه ها را دوست دارم. سه شنبه ها ماشین دست من است. شروع روز دست من است.برنامه ریزی آن روز دست من است. سه شنبه دوستانم را می بینم. سه شنبه چیزهای جدید یاد می گیرم. به جاهای جدید می روم. سه شنبه ها حتما آرایش می کنم. کمی بیشتر جلوی آینه معطل می شوم. سه شنبه ها کیف قرمزم را برمی دارم و آن روسری را که رنگ گلهایش با کیفم هماهنگ است سرم می کنم. سه شنبه ها صدای موزیک پخش ماشین را کمی از هر روز بلندتر می کنم. برای خودم آواز می خوانم و لبخند می زنم. سه شنبه ها خرید می کنم. من سه شنبه ها به کلاس "بازی و اندیشه" می روم و بی نهایت از آن لذت می برم. سه شنبه ها یاد می گیرم که دوباره ، هزار باره کودک باشم. سه شنبه ها یاد می گیرم که به باران نگاه کنم و بخندم. سه شنبه ها یاد می گیرم که نقاشی بکشم ، گل بازی کنم و با توپم به ماه آن دورها شوت بزنم. سه شنبه ها برای خودم شعرهای خنده دار می خوانم .سه شنبه ها سه ساله ام. سه شنبه ها هفده ساله ام. بعضی سه شنبه ها دقیقا سی سال و ده ماه و بیست و یک روزه ام! سه شنبه ها در لحظه ام. صدای آب فواره های حوض را می شنوم. دنبال زاغچه ها می دوم و برای کندن گلهای قاصدک مکث می کنم. سه شنبه ها اخبار گوش نمی کنم. اینترنت نمی روم. تلویزیون نگاه نمی کنم. سه شنبه مال من است. مال خود خود خودم تنهایی. سه شنبه ها برای تمام هفته ام انرژی می گیرم.
شین
شین