شبهای من و سینا و افشای تمایلات مخفی خانم شین به جوادیسم طلایی

- مامان! آب !
-بیا عزیزم.
- مامان! ده ده!
- بیا مامان!
- مامان ، پا!
- بیا بغلم مامان ، "لالایی کن بخواب خوابت قشنگه..."
- مامان ! ده ده!
- باشه مامانم! صبر کن ...
- آب !
- باشه.
- ده ده ! ده ده !ده ده!!

***

تازگیا خیلی پرمحبت شده وروجک! با دو تا دستش صورت منو می چرخونه طرف خودش و بوسم می کنه! اگه این کارا رو هم نکنه که هیچی دیگه!باید یه جوری خرم کنه دیگه.

- سینا مامانو چقدر دوست داری؟
دو تا دستای کوچولوشو باز می کنه و می گه : چووک! ( خیلی به ترکی)

***

الان همینجور بیخود و بی جهت دلم می خواد از این وبلاگهای مسخره داشته باشم که به جای کلمات از این صورتکها استفاده می کنن و می نویسن " من امشب سخت دلم گرفته است ، برای من باران شو ای عشق من " یا یه مزخرف دیگه ای شبیه این و اونوقت 216 تا کامنت می خوره " اوه ، نه عزیزم. تو هنوز جوونی" یا " باران آرزوی شبهاست بر بستر روز" اگه اینقدر انسان فرهیخته ای نبودم، حتما یواشکی یه وبلاگ در پیت می زدم و روزهایی که اینجور بدخواب و قاطی ام اونجا درافشانی می کردم. وبلاگی که پشتش هیچ هویتی نبود و من می تونستم اونجا یه دختر مجازی موطلایی دقیقا 18 ساله باشم!

شین قاطی بی کامنت خر شده

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…