دامبيده
لميده ام روي صندلي. صداي آرامش بخش پنكه را مي شنوم. امروز هيچ كاري ندارم. دارم از "هيچ كاري نداشتن" لذت مي برم.
***
نمي دونستم اونقدر مهم شدم كه كسي براي دوستانم به اسم من كامنت بذاره و تفريح كنه!؟ آخه براي چي؟ واقعا چنين چيز احمقانه اي رو درك نمي كنم. به هر حال كامنت آخري پست هرمس مارانا مال من نيست. همون كه خطاب به بكس نوشته شده. اولي مال خودمه. ولي يه چيزي به فكرم رسيد. چطوري مي تونيم ثابت كنيم كه يه كامنت رو ما گذاشتيم و نه كس ديگه؟ جداي از دوستاني كه ما رو و دست خط ما رو مي شناسن چطوري مي شه فهميد؟ به هر حال دنياي اينترنت هم دنياي عجيب و گاهي بيخوديه!
***
سينا شبها يكي دو تا از عروسكهاي محبوبشو مي آره توي تختخواب و من بايد بهشون شير بدم و بخوابونمشون. ديروز بعد از اينكه به خرسه شير دادم به سينا گفتم بيا تو بخوابونش. ورداشت خرسو گذاشت سر شونه اش و شروع كرد تاب دادن خودش و خوندن "دانديني دانديني" غش كردم! به زرد مي گه "زرت" و تقريبا هر چيزي رو مي شنوه مي گه. كلمات سه حرفي رو كامل مي گه و كلمات ديگه رو معمولا به دو حرف اولش بسنده مي كنه. جالبه كه به مامان جون مي گه "ما" و به بابا جون "با" به من مي گه "مامان" و "ده ده" به باباش مي گه "بابا" ، "داداش" و "الف" كلمات اختراعي بامزه اش زيادتر شده. مثل " دامبيده" ، "ديش" ، "دابودي"،" نامينيا" و مي خنده و مي گه. عاشق قصه هايي كه در مورد خودش و كارهاي روزمره است. هر شب براش روزي رو كه داشتيم تعريف مي كنم. فصه "سوسكه كه سينا رو گاز گرفت " و "سوسكه كه مي خواد پرواز ياد بگيره" هم از قصه هاي محبوبشه. به علاوه قصه " سينا رفته بود هوپ هوپ" . عاشق رقص و نانايه. آهنگ محبوبش " دوست دارم خيلي زياد " كامران هومنه - مشخصه كه چقدر دارم به توصيه هاي سلطاني عمل مي كنم نه!؟- شخصيت كارتوني محبوبش "شرك" و بازي كامپيوتري محبوبش بازي كشتن غولهاست! يعني اگه در حال عربده زدن و دوختن زمين و زمان به هم باشه با گفتن اينكه "غولها رو بكشيم" مي پره بغل باباش و انگار نه انگار!!
***
يادم رفت بگم كه پشه هاي له شده رو خيلي دوست داره! اونايي كه من با دمپايي به خدمتشون رسيدم و از زور تنبلي از روي ديوار تميز نكردم! هر شب دمپايي مي ده دستم كه بريم يكي دو تا پشه رو له كنيم! - شرمنده آقاي سلطاني بازم!!-
***
شايد بعدا بازم بيشتر نوشتم!
مادر شين بيكار!
***
نمي دونستم اونقدر مهم شدم كه كسي براي دوستانم به اسم من كامنت بذاره و تفريح كنه!؟ آخه براي چي؟ واقعا چنين چيز احمقانه اي رو درك نمي كنم. به هر حال كامنت آخري پست هرمس مارانا مال من نيست. همون كه خطاب به بكس نوشته شده. اولي مال خودمه. ولي يه چيزي به فكرم رسيد. چطوري مي تونيم ثابت كنيم كه يه كامنت رو ما گذاشتيم و نه كس ديگه؟ جداي از دوستاني كه ما رو و دست خط ما رو مي شناسن چطوري مي شه فهميد؟ به هر حال دنياي اينترنت هم دنياي عجيب و گاهي بيخوديه!
***
سينا شبها يكي دو تا از عروسكهاي محبوبشو مي آره توي تختخواب و من بايد بهشون شير بدم و بخوابونمشون. ديروز بعد از اينكه به خرسه شير دادم به سينا گفتم بيا تو بخوابونش. ورداشت خرسو گذاشت سر شونه اش و شروع كرد تاب دادن خودش و خوندن "دانديني دانديني" غش كردم! به زرد مي گه "زرت" و تقريبا هر چيزي رو مي شنوه مي گه. كلمات سه حرفي رو كامل مي گه و كلمات ديگه رو معمولا به دو حرف اولش بسنده مي كنه. جالبه كه به مامان جون مي گه "ما" و به بابا جون "با" به من مي گه "مامان" و "ده ده" به باباش مي گه "بابا" ، "داداش" و "الف" كلمات اختراعي بامزه اش زيادتر شده. مثل " دامبيده" ، "ديش" ، "دابودي"،" نامينيا" و مي خنده و مي گه. عاشق قصه هايي كه در مورد خودش و كارهاي روزمره است. هر شب براش روزي رو كه داشتيم تعريف مي كنم. فصه "سوسكه كه سينا رو گاز گرفت " و "سوسكه كه مي خواد پرواز ياد بگيره" هم از قصه هاي محبوبشه. به علاوه قصه " سينا رفته بود هوپ هوپ" . عاشق رقص و نانايه. آهنگ محبوبش " دوست دارم خيلي زياد " كامران هومنه - مشخصه كه چقدر دارم به توصيه هاي سلطاني عمل مي كنم نه!؟- شخصيت كارتوني محبوبش "شرك" و بازي كامپيوتري محبوبش بازي كشتن غولهاست! يعني اگه در حال عربده زدن و دوختن زمين و زمان به هم باشه با گفتن اينكه "غولها رو بكشيم" مي پره بغل باباش و انگار نه انگار!!
***
يادم رفت بگم كه پشه هاي له شده رو خيلي دوست داره! اونايي كه من با دمپايي به خدمتشون رسيدم و از زور تنبلي از روي ديوار تميز نكردم! هر شب دمپايي مي ده دستم كه بريم يكي دو تا پشه رو له كنيم! - شرمنده آقاي سلطاني بازم!!-
***
شايد بعدا بازم بيشتر نوشتم!
مادر شين بيكار!