داستان زندگی ما در بهشت بدون کپی رایت
برای کم کردن وابستگی شبانه سینا به خودم سعی کردم از یه جایگزین استفاده کنم. به این ترتیب یک سری کامل از جک و جونورهای سینا - منظورم عروسکهاشه- رو آوردم تو رختخواب و سعی کردم که وقت خواب بدم بغلش. یه کتاب شعر تازه براش خریدم "مامان می خوام بخوابم" یا همچین چیزی ... آخر کتاب می خونه : " با خرس و موش و خرگوش می رم تو رختخوابم" شعر رو براش خوندم. خرس و موش و خرگوش رو بهش دادم و تشویقش کردم که بغلشون کنه ... افاقه نکرد که نکرد. خرس بزرگشو که در طول روز دوسش داره دادم بهش. نشد. عروسک کوچولوی خودمو دادم بهش. نشد. حالا دو سه شبه که با یه اسباب بازی می ره تو رختخواب ... عمرا اگه بتونین حدس بزنین...!
اسباب بازی سینا که باهاش می ره تو رختخواب یه هلی کوپتره !! تا می ره بخوابه می گه : دون دون !* هلی کوپتر رو می دم دستش . شیرشو می خوره در حالیکه هلی کوپتر تو دستشه. بعد می ره توی تختش و پره هاشو می چرخونه تا خوابش ببره! تا قبل از خوابیدن هم هلی کوپتر سفت تو مشتشه اگه از دستش در بیارم بیدار میشه! آقای الف می گه : احتمالا با نگاه کردن به پره های هلی کوپتر خودشو هیپنوتیزم می کنه! خدای کمکم کن! بچه ام هم مثل خودم هیچیش به آدمیزاد نرفته!!
***
برادر هرمس وبلاگی و سر و صدایی راه انداختن در مورد کپی رایت و حقوق مولف و این چیزها. مدتهاست که می خواهم چیزی در این مورد بنویسم که نشد تا همین الان. می خواستم بگم : دست بردار دوست عزیز. ما داریم در بهشت بدون کپی رایت زندگی می کنیم. در کشوری که وقتی فیلم شرک 3 هنوز در سینماهای جهان در حال اکران است سی دی اش را 1500 تومان در تجریش می فروشند. در جایی که همه نرم افزارهای دنیا هست به مفت. این همه فیلم خوب که می بینیم و می بینید و می بینند. اصلا همین فرندز خودمان. می دانی اگر کپی رایت داشتیم چقدر باید می سلفیدیم تا بتوانیم ببینمش؟ حرفهای شما به نظر من کمی - فقط کمی - یک بام و دو هوا آمد. نمی شود که ما کپی رایت را در بعضی جاها داشته باشیم بعضی جاها نه. این از این. **
***
- اسمت چیه عزیزم؟
- سینا.
- سینا چی؟
- صمیمی!***
مادر شین کپی لفت! - ضد کپی رایت -
پ.ن.مرجان عزیزم چشمم به دیدن تو در کامنت دونی روشن شد. سامیار کوچولو رو ببوس. کی می شه ما ببینیم این گل شما رو ؟
* دو پست قبل
** تبلیغ منفی رو حال کردی؟ این به اون در!!
*** فامیلی بچه ام صمیمی نیست ولی اگه صمیمی بود الان می تونست بگه
اسباب بازی سینا که باهاش می ره تو رختخواب یه هلی کوپتره !! تا می ره بخوابه می گه : دون دون !* هلی کوپتر رو می دم دستش . شیرشو می خوره در حالیکه هلی کوپتر تو دستشه. بعد می ره توی تختش و پره هاشو می چرخونه تا خوابش ببره! تا قبل از خوابیدن هم هلی کوپتر سفت تو مشتشه اگه از دستش در بیارم بیدار میشه! آقای الف می گه : احتمالا با نگاه کردن به پره های هلی کوپتر خودشو هیپنوتیزم می کنه! خدای کمکم کن! بچه ام هم مثل خودم هیچیش به آدمیزاد نرفته!!
***
برادر هرمس وبلاگی و سر و صدایی راه انداختن در مورد کپی رایت و حقوق مولف و این چیزها. مدتهاست که می خواهم چیزی در این مورد بنویسم که نشد تا همین الان. می خواستم بگم : دست بردار دوست عزیز. ما داریم در بهشت بدون کپی رایت زندگی می کنیم. در کشوری که وقتی فیلم شرک 3 هنوز در سینماهای جهان در حال اکران است سی دی اش را 1500 تومان در تجریش می فروشند. در جایی که همه نرم افزارهای دنیا هست به مفت. این همه فیلم خوب که می بینیم و می بینید و می بینند. اصلا همین فرندز خودمان. می دانی اگر کپی رایت داشتیم چقدر باید می سلفیدیم تا بتوانیم ببینمش؟ حرفهای شما به نظر من کمی - فقط کمی - یک بام و دو هوا آمد. نمی شود که ما کپی رایت را در بعضی جاها داشته باشیم بعضی جاها نه. این از این. **
***
- اسمت چیه عزیزم؟
- سینا.
- سینا چی؟
- صمیمی!***
مادر شین کپی لفت! - ضد کپی رایت -
پ.ن.مرجان عزیزم چشمم به دیدن تو در کامنت دونی روشن شد. سامیار کوچولو رو ببوس. کی می شه ما ببینیم این گل شما رو ؟
* دو پست قبل
** تبلیغ منفی رو حال کردی؟ این به اون در!!
*** فامیلی بچه ام صمیمی نیست ولی اگه صمیمی بود الان می تونست بگه