ماجراي اين خانم شين گمشده
وبلاگ نوشتن هم مثل همه چيزهاي ديگر زندگي مراتبي دارد! وقتي بهش عادت مي كني و در يك روند خاصي قرار مي گيري خودش انجام مي شود . وقتي چند روزي از چرخه خودش خارج مي شود برگرداندنش به چرخه كمي دشوار است! اين اتفاقيست كه براي من و وبلاگم افتاده است. تابستان فوق العاده شلوغ. امتحان كوفتي نظام مهندسي و هزار و يك برنامه پيش بيني نشده كه همه تصادفا بايد همين تابستان اتفاق بيفتند. اگر دوست من هستيد و همين دور و برها هستيد لطفا اين تابستان برنامه هاي غير منتظره نگذاريد! متولد نشويد، شوهر نكنيد و عجالتا تا 15 شهريور نميريد! مرسي!! خانم شين گمشده پ.ن. لطفا موقع خواندن وبلاگ من كلاه آقاي مشكل گشا را از سرتان برداريد. از راه حل بيزارم. اگر يك روز مي نويسم كه ديوانه شده ام لطفا آدرس تيمارستانهاي خوب منطقه را برايم رديف نكنيد. من همان آدم دمدميي كه بودم هستم. سر كار نرفتن ديوانه ام نكرده است. از مادر بودنم شاد و خوشحالم و راه حل نمي خواهم !!امضا خانم شين تك بعدي ستايش دوست !!