من شین 5 سال دارم

تمام صبح نشستم و با سینا کاردستی درست کردم. برگشتم به روزهای دانشگاه و ماکتهای رنگی.حتی از آن هم عقبتر. چند سال بود که چیزی را برای دل خودم درست نکرده بودم؟
خیلی سال. کی بود آخرین باری که قیچی را گرفته بودم دستم و خش خش لذت بخش کاغذها را وقت بریدن گوش داده بودم؟ کی بود آخرین باری که ذرات خشک شده چسب را از دستم کنده بودم؟ کی بود؟ خیلی لذت بخش بود. نشستن و از چسباندن کاغذها و عکسها لذت بردن و همراه با پسر کوچولوی خرابکار برای کاردستی نقشه کشیدن. چسبید! از چسب رازی هم بیشتر!


خانم شین کودک

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…