آپوشه و مویه و بقیه دوستان سینا

یک ساعت بیشتره که تو تختخواب غلت می زنه و نمی خوابه. دارم "میعاد در سپیده دم" رومن گاری رو می خوانم و زیر چشمی نگاهش می کنم. "مامان؟" "چیه عزیزم؟" "نینی، هاپو، موشه" می رم توی اتاقش و نی نی و هاپو و موشه رو میارم. پشت سرم داد می زنه: "مویه" دایره لغاتش رو مرور می کنم. مویه دیگه چیه؟ فارسیه؟ ترکیه؟ نی نی و هاپو و موشه رو می دم دستش باز بهونه می گیره : "مویه، مویه!" دوزاریم که به سبب مادر شدن حسابی سریع شده می افته... "گاوه رو می خوای؟" تمام صورت کوچیکش می شه خنده. سرشو تکون می ده. می رم یکی از گاوهاشو میارم می دم دستش. می خنده و بغلش می کنه. "مویه! مویه!" چرا مویه؟ چون قبلا به گاو می گفت "مو" حالا می خواد با ضمیر "ه" ترکیبش کنه ، شده "مویه!!" حالا این یکی رو بشنوین. قبل از خواب تو اتاقش بودیم که به من می گه : "آپوشه!" می گم : "آقا موشه؟" با بهت نگاهم می کنه. ( اینجور وقتها یه جوری نگاهم می کنه که دلم براش کباب میشه ... نگاه اینکه من که دارم می گم چی می خوام تو چرا نمی فهمی؟) سعی می کنم با بالا و پایین کردن کلمه ها بفهمم چی می گه. راهنماییم می کنه : "ببو ببو!" حالا اگه گفتین "آپوشه" یعنی چی؟!

مادر شین معما ساز

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…