نحوه ترسیم نمودار کاهش صدای وزن یافته یک خانم شین مهندس خانه دار

دارم سعی می کنم بین مزخرفاتی که می خوانم ارتباط برقرار کنم. فکر می کنم به اینکه چقدر دانستن ضریب تراگسیل در آینده ام تاثیر می گذارد. دلم می خواهد بروم اینترنت! بعد فکر می کنم به 135 هزار تومنی که تا اینجا برای این امتحان کوفتی داده ام. روح اسکاتلندی ام به خروش در می آید! از این به بعد تا 15 شهریور ، صبحها اول درس بعد اینترنت!
***
سینا جمله سازی رو شروع کرده. جمله هاش معمولا با کلمه مامان شروع می شه. اولین جمله شو ده روز پیش گفت و این بود : مامان ، آب بده! چند روزیه که بیشتر و بیشتر جمله می سازه و تقریبا جمله هاش درسته. دیروز می گفت : مامان هاپو بکش! یا مامان گیلاس بده! عشق می کنم وقتی حرف می زنه. البته هنوز هم فارسی و ترکی رو قاطی می کنه. بیشتر کلماتی رو که گویش مشترک دارن با گویش ترکی می گه. مثل دیوار، توپ، آتش... چند روز پیش خونه مامانم اینا یه دفه برگشت و به مامانم گفت : سنی* دوست دایم! ( * سنی یعنی " تو رو " به ترکی!) کلک هنوز به من از این حرفا نمی زنه! مطمئنم که اگه سر کار می رفتم این وروجک به سه سوت منو به مامانم می فروخت! شنیدن جمله هاش و تلاشش برای گفتن خیلی جالبه!
***
کوچکترین فرندز بین قرن سینای ما شناخته شد! خیلی این سریال رو دوست داره. هر بار که می شینیم و شروع می کنیم به دیدنش از کنار ما جم نمی خوره وعین یک ساعت ( ما معمولا دو اپیزود در هر بار می بینیم ) زل می زنه به تلویزیون و با ما می خنده. چند روز پیش در اپیزودی* از فصل سوم آنقدر خندیدم که مدتها بود اینقدر نخندیده بودم. قسمتی که مربوط به حسادت کردن راس به ریچل در محل کار جدیدشه و جویی به یه عده رقص آموزش می ده. رقص اون چند نفر که ادای جویی رو در میارن منو از خنده روده بر کرد! بماند که سینا هم از اون بخش خوشش اومد و بعد از اینکه اپیزود تموم شد نشستیم و ده بار دوباره بخش رقصش رو دیدیم! روحت شاد برادر جویی که ما رو شاد کردی!!
***
امروز فقط همین.

مهندس شین گیر کرده در مبحث هجدهم مقررات ملی ساختمان

*Season 3, Episode 12: The One with All the Jealousy

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…