عقربه های خر بیشعور نفهم
تا تو می خوابی انگار جن می زند عقربه های بخت برگشته ساعت را. مثل فرفره دور خودشان می چرخند. درس که نخوانده ام هیچ یک ساعت است نشسته ام در وبلاگستانی پرسه می زنم که هیچ خبریش هم نیست. کلی کامنت خوانده ام از زور بیکاری. حالا عقربه ها خائنانه ساعت یک و نیم بامداد را نشان می دهند. بمیرند الهی!! یک ساعت است من اینجا نشسته ام به اندازه پنج دقیقه هم مطلب درست و حسابی نخوانده ام. بنویسید بابا!! دلمان گرفت... اه
خانم شین شاکی
خانم شین شاکی