اگر به خانه من آمدی ای مهربان ، برای من "ماگ"بیار

1- جمعه رفتیم نمایشگاه صنعت ساختمان. بدتر از همیشه. گذاشتن غرفه چیلر و تهویه مطبوع کنار سینک دستشویی واقعا هنر می خواهد. بگذریم. یک ماگ سفید بزرگ گرفتم. از شرکت کناف و آی خوش خوشانم شده!
*
2- کسانی که هنوز به معجزه اعتقاد ندارند باید پنجشنبه شب بودند و می دیدند که ما به خانه ماراناها رفتیم و حتی شام هم خوردیم!
*
3- از سری مکالمات من و سینا :
- مامان بشاپ؟
- چی مامان؟
- بشاپ! بشاپ!
- کجا بخوابم مامان؟
- ایندا!
*
- بیا ماشعیر بخور پسرم!
- ماشیه.
- آره ... به به ... دوست داشتی؟
- بازم می کام!
***
4- بعید می دونم شماره ها به 5 برسه چه برسه به 13! اصلا شماره گذاری به من نیومده!!

خانم شین پراکنده شماره گذار

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…