اینجوری

کلمه جدید سینا که خیلی استفاده می کنه "اینجوری"ه! استفاده از کلمه "اینجوری" همراه با حرکت دست برای تکمیل جمله هاشه. دیشب خیلی بی اعصاب بود. ظهر نخوابیده بود و بهانه می گرفت. تقریبا به مدت دو ساعت یک بند حرف زد و بهانه گرفت. آقای الف وقتی اومد بخوابه خنده اش گرفت که بچه همینطور نق می زد و حرف می زد. کافی بود مثلا بالش رو جابجا کنم. شروع می کرد. "نه، اینجا، اینجوری" بعد که درستش می کردم ... دوباره "نه!" خلاصه عالمی داشتیم دیشب! داشتم ورقهای پرینت شده هری پاترم رو دوباره خونی می کردم دیدم ورورجکم می گه : " مامان نه! پاره می کنم، اینجوری!!" با دستش هم ادای پاره کردن در آورد. بچه های این دوره زمونه رو دارین که!؟
***
دیروز داشتم صندل پاش می کردم. انگشتش گیر کرده بود من نفهمیده بودم. دیدم داره می گه : " پارماکم!" ( پارماک = انگشت)
***
ترکیش به کلی از فارسیش بهتر شده. کلی شعر می خونه به ترکی و جمله هاشو تا جایی که بتونه به ترکی می گه. به ترکی مفهوم عقب ، جلو ، بالا و پایین رو خیلی بهتر می دونه! باعث خجالت منه البته! چون این نشون می ده که مامانم توی دو روز هفته خیلی بیشتر از بقیه پنج روز هفته من با بچه ام حرف می زنه!! شعرهای "مینی مینی بیر کوش *" و " شیمدی اوکوللو اولدوک"** . "مینی مینی بیرلر" ***رو خیلی خوب و کامل می خونه!!

خانم شین دورگه!

پ.ن. اینم شعرهای ترکی که بچه ام می خونه! چون فونت ترکی نداشتم یه خورده ناخوانا شده ولی باز می شه از کل جریان سر در آورد!! اگه خواستین ترجمه می کنم براتون!!

* mini mini bir kush donmustu
pencereme konmustu
aldim onu iceriye
cik cik cik otsun diye
pir pir ederken canlandi
ellerim bak bos kaldi
،
**daha dun annemizin kollarinda uyurken
cicekli bahcemizin yollarinda yuyurken
simdi okullu olduk
siniflari doldurduk
neseliyiz hepimiz
yasasin okulumuz
،
*** mini mini birler
calisgan ikiler
tenbel ucler
bahtiyar dortler
kapi disari besler

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…