چگونه ياد گرفتم ترك تركيه باشم و آذربايجان را هم دوست داشته باشم

شبستر شهر كوچكي است در نزديكي تبريز. پدربزرگ و مادربزرگ مادري من اهل اين شهر كوچك هستند. پدربزرگم تاجري بود كه به استانبول جنس مي برد و بعد كم كم خانه و زندگيش را به استانبول منتقل كرد و همانجا ساكن شد. مادر من در استانبول متولد شد و بزرگ شد و تا 23 سالگي زندگي كرد. پدر بزرگ و مادر بزرگ پدريم اهل اصفهان بودند. پدربزرگم بسيار آدم مذهبيي بود. به همين دليل به كاظمين رفت و در آنجا ساكن شد. پدر من در كاظمين به دنيا آمد و همانجا زندگي كرد تا 18 سالگيش. پدر و مادر من در تركيه با هم آشنا شدند و ازدواج كردند و در نهايت بعد از چند سال رفت و آمد بين دو كشور ايران و تركيه در ايران ساكن شدند! ايطوري است كه من هم ايرانيم هم نيستم! هم تركم هم نيستم و هم عربم و هم نيستم!!
***
سر جدتون اين همه سر مهاجرت به من درس ندهيد!! همانطور كه مي بينيد من مهاجر زاده اندر مهاجر زاده اندر مهاجر زاده ام!!
***
خوشبختانه آنقدر بزرگ شده ام كه به آن چيزي كه هستم مغرور باشم.


خانم شين سه رگه

پ.ن. اين پست و توضيحاتش در باب دعواي كامنتدوني پست قبل نوشته شده!
پ.ن. شما جاي من بوديد با داشتن سه شناسنامه سه كشور جهان سوم در كيفتان چه گلي( با کسر گاف به سرتان مي زديد؟
پ.ن. من آذری را می فهمم اما نمی توانم صحبت کنم. ایضا عربی محاوره ای را

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…