يك كلمه از هم از مادر عروس در ماجراي برابري سيب و هندوانه

در اين دنياي مجازي چيزي را كشف كرده ام. مهم اين نيست كه چه بنويسي هميشه كسي پيدا مي شود كه منظوري غير از آنچه كه داشته اي برداشت كند و به خودش اجازه بدهد كه به خاطر نوع انديشه اش با توي نويسنده پرخاش كند. گاهي معترضين حتي به خود زحمت نمي دهند كه منظور نويسنده را درك كنند. هر چيزي كه بنويسي طرف برداشت خاص خودش را دارد. منظورم نفي دموكراسي و تفاوت نظرات نيست. منظورم ناشنوايي مطلق براي توضيحات نويسنده است. طرف يك كلمه يا يك جمله را مي گيرد و به بقيه بحث كاري ندارد. به خودش اجازه مي دهد كه با همان طرف را تحليل كامل روانشناختي بكند! به خودش اجازه مي دهد كه به نويسنده توهين كند و هر چيزي دلش مي خواهد بگويد.

واي به اينكه نويسنده وبلاگ به موضوعاتي كه ذاتا جنجال انگيز هستند بپردازد: " عشق، رابطه جنسي، رابطه زن و مرد، برابري زن و مرد و ..." در اين قبيل موضوعات همه متخصص بي قيد و شرط هستند و طبعا دو متخصص وجود هم را نمي توانند تحمل كنند! كاري هم ندارند به اين كه دعوا سر چه بوده و چرا ادامه پيدا كرده است! يا اينكه توضيح را بخوانند و بعد برداشت خودشان را بنويسند....

احتمالا كساني كه دو پست آخر آقاي الف را خوانده اند مي دانند كه دعوا سر لحاف ملاست. مخالفين توجهي به اصل موضوع ندارند. فقط بر سر اين بحث مي كنند كه زنها با مردها برابرند و هر تفاوتي كه حتي به طور ذاتي وجود دارد چيزي اكتسابي و تحميل شده از سوي اجتماع است! من نوشته آقاي الف را مي فهمم. نه به اين دليل كه با هم زندگي مي كنيم... به اين دليل كه نكته شيريني كه او به آن اشاره مي كند، مي فهمم. نگاهي كه مي خواهد زن خودش را از وسيله بودن برهاند و به ذات بي بديل خودش وفادار بماند. - زن و يا حتي مرد ، بخوانيم انسان - خيلي زيباست كه يك مرد ، زن را به عنوان موجود مقدسي ببيند كه انجام كارهاي سخيف مقامش را پايين مي آورد. بعضي از خانمها چنان به شعار برابري چسبيده اند كه حتي حاضر نيستند "برتر" باشند! خنده دار است...

آقاي الف نوشته است كه:

- از اينكه زيبايي يك انسان سلاحي براي كسب درآمد فرد ديگري باشد ، عذاب مي كشم.
- زن موجود مقدسي ست و مثل كريستال ظريف و شكننده است.

زيباست كه يك مرد ، زنان را به صورت يك موجود مقدس - نه از لحاظ مذهبي بلكه از لحاظ ذاتي و انساني - ببيند .دوست عزيز ، انار نوشته اند كه" اصرار شما بر مقدس انگاشتن زن همون قدر مخربه(به نظر من) که کالا کردن زن.هردو زن رو از انسانیتش دور میکنند و هردو زن رو محدود میکنند." ولي چرا ؟ آيا به نظر شما حساسيتهاي روحي زن و مرد برابرند؟ چرا تقدس يك موجود انساني را تبديل به كالا كند؟ جز اينكه ارزش او را بالا ببرد تا ديگر براي امرار معاش به هر چيزي تن در ندهد. كار كردن خيلي از اين دختركان از سر فقر نيست.

برادر علي تگزاسي برداشت امام جمعه اي خاص خودش را داشته است. كه : "تا وقتی زن رو بذاری گوشه خونه و به چشم «مقدس» بهش نگاه کنی و هیچ کاری نکنه که خوب مقدس می‌مونه، اگه بخواد بره سرکار و کار کنه، اون وقت برای راه افتادن کارش از سلاحهایی که داره استفاده می‌کنه" مي خواهم بگويم كه من و بيشتر دوستانم تصادفا در يكي از رشته هاي مردانه اين مملكت درس خوانده و كار كرده ايم و شكر خدا هيچ كدام هم براي تصويب طرحهايمان مجبور نشده ايم از سلاحهاي زنانه مان استفاده كنيم!!

مقدس بودن زن به معني ارج گذاشتن زن به وجود خود است. به نظر من مي شود كليتر به اين بحث نگاه كرد. "انسان مقدس است. روحش، ذاتش، افكارش و جسمش" حساسيتهاي ذاتي زنان از مردان بيشتر است. من يك زنم. ممكن است مردهايي كه در محيط كار در كنارشان كار مي كنم به من نگاه ناخوشايندي داشته باشند اما تا وقتي كه رفتارهاي من - من نوعي - سنجيده و انساني باشد - و نه عشوه انگيز - كسي به خودش اجازه نخواهد داد كه در مورد من فكر ناجوري بكند. آنوقت من مقدس هستم چون از ذات زنانه حساس خودم در برابر افكار ناسالم محافظت كرده ام. منظور مقدس بودن يك موجود خانه نشين و صرفا در نقش محدود مادري و همسري نيست.- از آنجا كه من دو سال است كه به انتخاب خودم سر كار نمي روم عده زيادي فرض را بر اين گذاشته اند كه اين تحميل و عقيده آقاي الف است!-

زيباست كه انسان بر حساسيتهاي روحيش واقف باشد و از آنها در جهت اعتلاي وجودش استفاده كند و نه واپس زدن خودش. " من با تو برابرم! در همه چيز..." نه. زنان با مردان برابر نيستند. نمي توانند باشد. ذاتشان با هم برابر نيست. موضوع تفاوت جسمي نيست. تفاوت ذاتيست. زنان وجود و انديشه شان به كلي با مردها متفاوت است. اين به خودي خود نه بد است و نه خوب. مردها از زنها برتر نيستند. زنها سرور مردها نيستند. اين دو موجود متفاوتند. مثل سيب و هندوانه. چون متفاوتند قابل قياس نيستند. همين. حالا شايد بگوييم كه "سيب" ميوه حساستريست و مثلا بايد در يخچال نگه داري شود ولي هندوانه را مي شود بيرون يخچال هم نگه داشت. آيا با اين جمله به ذات هندوانه توهين كرده ام؟ آيا ذات وجودي سيب را زير سوال برده ام؟ نه ... فقط به تفاوتي كه از ذاتشان سرچشمه مي گيرد اشاره كرده ام و بس. سيب نسبت به هندوانه ميوه حساستريست. پس اگر در يخچال كم جا داشته باشم فقط سيب را در يخچال مي گذارم. از يك كشتي در حال غرق شدن اول زنها و كودكان را بيرون مي فرستند. ايضا در گروگانگيريها. در ميادين جنگ...

بگذريم. در كار همجنسان خودم مانده ام. آنقدر در بحث برابري غرق شده اند كه يادشان رفته است كه "زن" هستند. كه "زن" بودن زيباست. "مادر"شدن قشنگترين، بي نظيرترين و غبطه انگيزترين احساس جهان است و اينكه به تفاوتهايمان مغرور باشيم. شعار بيهوده برابري را مثل يك ترجيع بند تكراري در انتهاي هر بند از صحبتهاي انساني تكرار نكنيم. متفاوت ،مغرور و سربلند باشيم.

خانم شين

پ.ن. خانمها لطفا شوهر مرا خفه نكنيد!

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…