خانم شین اینجا نشسته گریه می کنه ، از برای من

گاهی فکر می کردم چرا به دو سالگی بچه ها می گن "دوسالگی وحشتناک" و فکر می کردم بیخود گفته هر کی گفته. فکر می کردم بره کوچیک معصوم و شیرین من محاله که در مرز دو سالگی تبدیل به یک گرگ بد گنده بشه! محاله ... نه. مردم بلد نیستن چطوری بچه تربیت کنن و از این حرفا! حالا منم و یه بچه ای که هنوز دو ماه مونده تا دو سالش تموم بشه و هنوز البته که همون بره معصوم و خواستنیه ... توی خواب! برای کسانی مثل من که از کوچکی با بچه نسبتا خوبی طرف بودن شاید تصور تبدیل این بچه به یه موجود لجباز و خودسر کمی عجیب باشه! کتابهای روانشناسی کودکم را ورق می زنم. می خوانم که دو سالگی سنیست که بچه استقلال شخصیتی پیدا می کند. سر کلاسم می شنوم که "نه" گفتن بچه قابلیت مثبتی است. ولی در عمل گاهی احساس ناتوانی می کنم. حالا مشکلم در تعویض پوشکش و لگد زدنهای گاه به گاهش مثل هیچ جلوه می کند. فرشته کوچک من بسیار خودسر و لجباز شده است. مثلا از خواب بیدار می شود. اجازه نمی دهد که پوشکش را باز کنم. اگر باز کردم اجازه نمی دهد که تمیزش را ببندم. جیشش را نمی گوید . - با اینکه می تواند جیشش را نگه دارد و وقتی خودش را خیس کرد می فهمد - لباس نمی پوشد. صبحانه نمی خورد. اگر رفت توی بالکن به گلها آب بدهد دیگر بیرون نمی آید! ناهار نمی خورد. نمی خوابد. اگر حمام رفت بیرون نمی آید. اگر بیرون آمد لباس نمی پوشد! اگر تلویزیون تماشا کنی تلویزیون را خاموش می کند. اگر کتاب بخوانی کتاب را پرت می کند! اگر در آشپزخانه معطل کنی فوری سراغت می آید.... اگر ، اگر و هزار اگر دیگر... گاهی باورم نمی شود. در کدام روز و یک دفعه پسرم اینقدر عوض شد؟ بزرگ شده است ، می دانم. لجباز شده است، می دانم و من هنوز به این تغییرات عادت نکرده ام و چشم به راه بره کوچکم هستم که بیاید و به دامنم بیاویزد و به شعرهایی که می خوانم گوش بدهد... احساس استیصال را کنار گذاشته ام - دو سه روزیست- از چند دوست با تجربه کمک گرفته ام و سعی می کنم فعالیتهایی برایش ترتیب بدهم که انرژی اضافه اش را تخلیه کند و اینطور به صورت "قشقرق" تحویل من ندهد و البته باید یاد بگیرم که به جای "نه" گفتن خواسش را پرت کنم و اینکه بعضی فعالیتهایش را تایید کنم حتی اگر به نظر وحشتناک برسد و کمی مهربانتر باشم و تمام اینها اصلا ساده نیست!!

مادر شین

پ.ن. از کتاب کلیدهای رفتار با کودک دو ساله : "چرا اغلب اوقات این تصور پیش می آید که کودکان دو ساله موجودات وحشتناکی هستند ؟ ... این تضمین وجود دارد که حتما در طول سالی که پیش رو دارید او را "وحشتناک" خواهید نامید!! بچه های دو ساله واقعا هیجان انگیز و دوست داشتنی هستند و حداقل بعضی اوقات می توان از مصاحبت آنها لذت برد. اما مشکل از آنجا ناشی می شود که این بچه ها نیاز دارند دنیا را کشف کنند ، بیاموزند و استقلال بیشتری به دست بیاورند. وقتی دو ساله ها درصدد کشف دنیای اطرافشان بر می آیند نمی توانند درک کنند که کارهایشان چه پیامدهایی دارد."

پ.ن. از آنجایی که وبلاگ من تا به حال اختصاص به نکات مثبت بچه داری و گل و بلبل بودن بچه ها داشت باعث افزایش ده درصدی در جمعیت کل کشور و حتی ترغیب ملل مجاور به بچه دار شدن ، شده بود. لذا از حالا تا اطلاع ثانوی کسانی که قصد بچه دار شدن بر اثر القائات قبلی مرا دارند لطفا وبلاگ مرا نخوانند. در مورد حامله ها چون آب از سرشان گذشته مشکلی وجود ندارد!!!

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…