تا "امتحان نظام مهندسی" هست زندگی باید کرد
سوال امتحان طراحی امسال خیلی جالب بود. طراحی یک واحد مسکونی در دو طبقه در یک زمین بدون هیچ گونه محدودیت. تنها محدودیتش محاط بودن پروژه در مربعی 20 در 20 متر بود. واقعا خیال انگیز بود. ساعت اولی که سر امتحان بودم و با حال خوبی طراحی می کردم مجبور شدم به خودم یادآوری کنم که زمانم محدود است. دوباره فهمیدم که چقدر طراحی را دوست دارم. که بنشینم روی کاغذ چیزهایی بکشم و بعد ببینم بالیدنشان و ساخته شدنشان. خیالی که از جنس آجر و سنگ و بتن است.
***
سر امتحان طراحی به این نتیجه رسیدم که بعضیها اصلا مستحق پروانه نظام مهندسی نیستند! با همین صورت مساله ساده بعضی از مثلا آرشیتکتهای دور و بر من کتابهای 999 پلان معماری را گذاشته بودند جلویشان و از رو می کشیدند! دست دانشگاهی که فارغ التحصیلشان کرده درد نکند! اگر یک مهندس جوان آرشیتکت نتواند صورت مساله ای به این سادگی را با توجه به دانسته های معماریش بکشد ، چطور می تواند معمار نامیده شود؟
***
این همه قمپز و من امتحان دارم و سه روز کوفتی و آخرش مثل خر در گل امتحان تستی و ترسیمی نظام گیر کردن!! فکر می کنم فقط طراحی را قبول بشم! واقعا که مستحق امتحان نظام مهندسی هستم! از یک جنبه دیگر البته!!
***
سه روز کامل بچه ام را درست ندیدم. خواب بود که از کنارش بلند شدم و خسته بود وفتی به خانه برگشتم. در سه روز یک عالمه جمله های تازه گفت و من نشنیدم. بازیهایی کرد و من همراهش نبودم. سه روز ، سخت بود.
***
سه روز از آقای الف و خانه مان دور بودم. مثل اینکه از قلبم دور باشم. وقتی از تو دور می شوم دوباره به یاد می آورم که با تو بودن طبیعیترین چیز دنیاست. بی تو بودن یعنی هیچ. یعنی آن روز را زنده نبوده ام.
***
سه روز از اینترنت دور بودم! هیچ اتفاق خاصی نیفتاد.
مهندس شین با سواد!
***
سر امتحان طراحی به این نتیجه رسیدم که بعضیها اصلا مستحق پروانه نظام مهندسی نیستند! با همین صورت مساله ساده بعضی از مثلا آرشیتکتهای دور و بر من کتابهای 999 پلان معماری را گذاشته بودند جلویشان و از رو می کشیدند! دست دانشگاهی که فارغ التحصیلشان کرده درد نکند! اگر یک مهندس جوان آرشیتکت نتواند صورت مساله ای به این سادگی را با توجه به دانسته های معماریش بکشد ، چطور می تواند معمار نامیده شود؟
***
این همه قمپز و من امتحان دارم و سه روز کوفتی و آخرش مثل خر در گل امتحان تستی و ترسیمی نظام گیر کردن!! فکر می کنم فقط طراحی را قبول بشم! واقعا که مستحق امتحان نظام مهندسی هستم! از یک جنبه دیگر البته!!
***
سه روز کامل بچه ام را درست ندیدم. خواب بود که از کنارش بلند شدم و خسته بود وفتی به خانه برگشتم. در سه روز یک عالمه جمله های تازه گفت و من نشنیدم. بازیهایی کرد و من همراهش نبودم. سه روز ، سخت بود.
***
سه روز از آقای الف و خانه مان دور بودم. مثل اینکه از قلبم دور باشم. وقتی از تو دور می شوم دوباره به یاد می آورم که با تو بودن طبیعیترین چیز دنیاست. بی تو بودن یعنی هیچ. یعنی آن روز را زنده نبوده ام.
***
سه روز از اینترنت دور بودم! هیچ اتفاق خاصی نیفتاد.
مهندس شین با سواد!