قایم موشک بازی با کودک درون
کلاس این جلسه رفتار با کودک در مورد ایجاد محیط مناسب برای رشد کودکان بود. در بخشی از این کلاس در مورد صحبت کردیم که چطور می توانیم از امکانات موجود جهت رشد کودک استفاده کنیم. - البته قبلا هم این بحث در کلاس بازی مطرح شده بود که امکانات ما نامحدود هستند و ما باید از همه چیز در جهت رشد بچه ها استفاده کنیم. - از دیروز شروع کرده ام در خانه گشتن و به وسیله های خانه به شکل دیگری نگاه کردن. تا حالا دو بازی اختراع کرده ام. به زودی در وبلاگ بازی می نویسم. احساس می کنم داشتن سینا و رفتن به کلاس بازی و این همه تلاش جهت اختراع بازی مرا هم خلاقتر کرده است. حالا وقتی می نشینم که طراحی کنم دستم راحتتر روی کاغذ می چرخد و فاصله رویاهایم و طراحیهایم کمتر شده است. بازی کردن با بچه برای من سرآغاز خلاق شدن - خلاقتر شدن- بود و هست. مخصوصا حالا که می خواهم از شیر بگیرمش فکر می کنم بازی اهمیت بیشتری پیدا می کند.
***
با سینا قایم موشک بازی می کردم. قایم موشک مرا واقعا کودک می کند. وقتی در گوشه ای قایم می شوم و منتظرم تا بچه ام پیدایم کند کودک درونم با ذوق سکوت می کند و لبخند می زند. تنها بازیی که با تمام وجود در آن کودک می شوم قایم موشک بازیست. تا به حال اینجا دو تا از عکسهای مربوط به قایم موشک بازی سینا را گذاشته ام.این و این. دیروز یه جای جالب قایم شد که نتونستم ازش عکس بگیرم! کله شو کرده بود پشت در شیشه ای کمدش و تمام تنش بیرون بود! دماغش رو هم فشار می داد به شیشه! حالا فکر کنید که وارد اتاق شدم و سینا مثل ماهی تو آکواریم از پشت شیشه با ذوق نگاهم می کرد!! دیروز میز هال را 90 درجه چرخاندیم و برایش روی میز نمایش اجرا کردم. با دو تا عروسک گربه و شیر. اولش نشست و با کمی تعجب نگاهم کرد. بعد آمد و گربه را از دست من گرفت و پرت کرد! من هم شیر را پرت کردم. نمایش سنگین و رنگین "گربه ای که تنها بود" تبدیل شد به پرتاب گربه و شیر از این طرف میز به آن طرف!!
***
شروع کرده جمله های طولانی ساختن. دیگه خیلی کم از کلمه های تکی استفاده می کنه. خواسته هاشو با جمله های طولانیتری به زبون میاره. نگاهش می کنم و باورم نمیشه که به این زودی داره بزرگ می شه. به همین زودی.
مادر شین
***
با سینا قایم موشک بازی می کردم. قایم موشک مرا واقعا کودک می کند. وقتی در گوشه ای قایم می شوم و منتظرم تا بچه ام پیدایم کند کودک درونم با ذوق سکوت می کند و لبخند می زند. تنها بازیی که با تمام وجود در آن کودک می شوم قایم موشک بازیست. تا به حال اینجا دو تا از عکسهای مربوط به قایم موشک بازی سینا را گذاشته ام.این و این. دیروز یه جای جالب قایم شد که نتونستم ازش عکس بگیرم! کله شو کرده بود پشت در شیشه ای کمدش و تمام تنش بیرون بود! دماغش رو هم فشار می داد به شیشه! حالا فکر کنید که وارد اتاق شدم و سینا مثل ماهی تو آکواریم از پشت شیشه با ذوق نگاهم می کرد!! دیروز میز هال را 90 درجه چرخاندیم و برایش روی میز نمایش اجرا کردم. با دو تا عروسک گربه و شیر. اولش نشست و با کمی تعجب نگاهم کرد. بعد آمد و گربه را از دست من گرفت و پرت کرد! من هم شیر را پرت کردم. نمایش سنگین و رنگین "گربه ای که تنها بود" تبدیل شد به پرتاب گربه و شیر از این طرف میز به آن طرف!!
***
شروع کرده جمله های طولانی ساختن. دیگه خیلی کم از کلمه های تکی استفاده می کنه. خواسته هاشو با جمله های طولانیتری به زبون میاره. نگاهش می کنم و باورم نمیشه که به این زودی داره بزرگ می شه. به همین زودی.
مادر شین