مکالمات من و سینا در استانبول

تمیز کوچولو

با سینا در کوچه راه می رویم. پشت پنجره زیرزمین خانه ای - داخل خانه - گربه ای نشسته است. سینا می ایستد و گربه را نگاه می کند :
پیشی بیا بیرون! اونجا کثیفه ، اینجا تمیزه! آننه سوپوردو!!!
-----------------------------------------------------------------
supurdu * جارو کرده =
***
من تازگیا فکر می کنم

کنار من خوابیده است. سرش روی دست من است. با کمی تعجب به من نگاه می کند و می پرسد :
- صدای چی میاد؟
- نمی دونم عزیزم.
- فکر می کنم صدای قلبمه!
***
من کلا خیلی فکر می کنم

صدایی شبیه صدای هلیکوپتر می آید. سینا می پرسد:
سینا- بابا صدای چیه؟
بابا - هلیکوپتره بابا!
سینا - فکر می کنم صدای هلیکوپتر باشه!
مامان - نه صدای قایقه!
سینا - فکر می کنم صدای هلیکوپتر نباشه. فکر می کنم صدای قایق باشه!
***
سینا و باباش و بابام

سینا رو به باباش : بابا دیدی؟ گبک* دد** بویوک*** شده!
----------------------------------------------------------------
* gobek شکم =
** dedeپدربزرگ =
*** buyukبزرگ =
***
سینا و باباش و زبان سلیس فارسی

سینا - بابا کو؟
من - تو اتاقه ... باباش سینا رو صدا کن!
بابا - میو!
سینا - میو نکن!
بابا - بورداییم!*
سینا - ترکی نگو! میو نگو! بله بگو!!
----------------------------------------------------------------
* burdayim= اینجام
***
یک معضل اساسی

سینا وسط پی پی کردن جایش را عوض می کند و به داخل اتاق می آید :
اینجا پی پی می کنم. اینجا خوبه. اونجا نشسته بودم. پی پی می کردم. یه دفه پی پیم بویوک شد!
***
دمپایی پنبه

سینا - مامان دمپاییم کو؟ ایکی تانه* داشتم ! دمپایی پنبه** کو؟
-----------------------------------------------------------------
*iki taneدو تا =
**penbe صورتی =
***
مفهوم اجازه از نظر سینا

سینا دستش را دراز کرده تا موبایل پدرش را بردارد. نگاه مرا که می بیند تصمیم به اجازه گرفتن می گیرد.
- مامان میشه اینو بردارم؟
- نه نمیشه.
دوباره تکرار می کند:
- میشه؟
- نه مامان نمیشه!
- میشه ! میشه!!
***
مسوول جدید امور فنی منزل

سینا دنبال چراغ خواب می گردد. چراغ خواب کوچکی داریم که با یک دو شاخه به پریز متصل می شود.
- مامان این کو؟
- نمی دونم مامان!
- نمی دونی کجاست؟
- نه مامان.
- اینجا بود. سوکوجام!* تا کیجام**!
------------------------------------------------------------------
*sokucamفرو کنم =
**takicam وصل کنم =
***
مامان جونم، خر شدی؟

در دستشویی مشغول مسواک کردم.سینا در را باز می کند می خواهد تو بیاید با پای برهنه. کمی تند می گویم : - نه مامان. نمیشه بیای تو!
دم در می ایستد. با لحن ملایم و فوق العاده سیاستمدارانه ای می گوید : مامان جون! میام تو!!
***
رشد به سرعت نور

سینا از پله های سرسره بالا می رود و روی سکو می ایستد. قدش از من بلندتر شده است. رو به من می گوید :
مامان ببین! من به به خوردم ، بویوک شدم!
***
هوم سیک* کوچولو

سینا - مامان بریم هونه!
- اینجا خونه است دیگه پسرم!
سینا - هونه ما بریم، گیچی آبی داشتم!
( همون خونه ای بریم که توش یه قیچی آبی داشتم )
-----------------------------------------------------------------
* homesick
***
یه دونه قرص کوچولو

سردرد دارم. به آقای الف می گویم :
- لطفا به من یه قرص استامینوفن بده!
قرصم را می آورد و می خورم. سینا در تمام این مدت با توجه کامل نگه می کند. بعد بلافاصله:
- بابا به من یه دونه قرص بده!
- نه نمیشه!
- بابا یه دونه قرص کوچولو به من بده!!
***
امان از این دو زاری کج مامان سینا

بعد از حمام به سینا جلیقه سفیدی که کمی برایش کوچک شده است پوشانده ام. دست و پا می زند و جلیقه اش را می کشد:
- اینو نمی هام. مال باباکهایه!
- چی مامان ؟ چیه بابا کاله؟
سینا با عصبانیت : مال باباکهایه!! مال ببک* هایه!
( در این سفر به سینا به شدت توهم بزرگ شدن دست داده از این رو چیزهایی که متعلق به کوچکی و کوچک بودن است به شدت عصبانیش می کند)
------------------------------------------------------------------
* bebek= نوزاد
***
تاک تاک چکش!

سینا دو تا گیره لباس را مثل چکش به هم وصل می کند و به دیوار می کوبد: دد اینجوری می کرد تاک تاک! بعد من گیچی رو برداشتم. دد گفت گیچی رو برندار. می بره اوف می شه!
***
باباش چیکار می کنی؟

- سینا بابا داره چیکار می کنه؟
- گیاس گیاس می کنه!!
( گیاس با تشدید روی ی همون گیلاسه. منتهی استفاده ای که سینا ازش می کنه یه جور دوست خیالیه و بعضی وقتها محض خنده به همه کاری و هر سوالی جواب می ده : گیاس!)
***
کجایی حیوون؟

سینا ببر اسباب بازیش را زیر گیره های لباس قایم کرده و بعد دنبالش می گردد: کجایی حیوون؟
***
حرف مرد یکیه!

- سینا جیش داری؟
- نه!
- اگه جیش داشته باشی می گی؟
- نه!
***
چرکش چرک گردون

برای سینا فرفره کاغذی خریده ایم.
- فرفره رو دیدی سینا؟
- اونجا بود! اینجوری می چرکید! ( با دستش ادای چرخش در می آورد) مامان هوف می کرد، می چرکید!
***
یک عدد جدید به نام پینزده

سینا از یک تا ده می شمرد به درستی - بدون گفتن هشت- بعد ادامه می دهد : یازده ، دوازده ، سیزده، نوزده ، پینزده!
***
باز هم تمیز کوچولو

شب موقع خواب : مامان بورن * من پیس ** شده!!
---------------------------------------------------------------------------------
* burun دماغ =
**pisکثیف =
***
ما برگشتیم

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…