مکالمات من و سینا – 3
همسر ایده آل پسرم
سینا از ماشینش پیاده می شود. می رود روی کاپوت ماشین می ایستد:
- من اینجا وایمیستم ازدواج می کنم!
- مامانی می دونی ازدواج یعنی چی؟
- آره! ( اصولا بچه من همه چی رو می دونه!)
- ازدواج یعنی عروسی. با کی می خوای عروسی کنی؟
- با ماشین!!
***
بازم ازدواج؟
سینا از روی مبل با سر به سمت زمین آویزان شده است. داد می زنم :
- سینا چیکار داری می کنی؟
- دارم ازدواج می کنم!!
***
پیشنهاد ازدواج... نبود؟
بعد از اینکه نشسته ام و برایش توضیح داده ام که عروسی یعنی چی و چندتایی از عکسهای عروسیمان را نشان داده ام. باز خوابیده روی زمین و زیر ماشین را نگاه می کند.
- سینا چه کار می کنی؟
- دارم ازدواج می کنم!
- با کی ازدواج می کنی؟
- با ماشین.
- با ماشین که نمی شه.
- با مامان!
- من قبلا عروسی کردم عزیزم!
- با بابا!!
***
بزرگ بشم چه کارا که نمی کنم!!
نشسته ام و برای اولین بار جلوی سینا لاک می زنم. می آید کنارم:
- مامان چیکار می کنی؟
- لاک می زنم پسرم.
- وقتی منم بزرگ شدم ، لاک می زنم!
***
تعمیرکار کوچولو
از ماشین پیاده می شود. کنار چرخ ماشینش خم می شود :
- برم پیچ گوشتی بیارم ، تگ (تق) بزنم ماشینم درست شه!
- چیکار می کنی پسرم؟
- پیچ گوشتی اینا می کنم. تاک تاک می کنم. دلیک سوک می کنم!
***
اگه گفتی چی گفتم؟
سینا با گواش و قلمو روی جعبه کارتونی نقاشی می کند. در حال نقاشی زمزمه می کند :
- مامان ! دلیک سوک می کنم که توش گاگان گان باشه!!
***
دیدی چی اومد به سرم؟
بابای سینا یکی از حلقه های اسباب بازی سینا را پرت می کند. حلقه از پشت به سر سینا می خورد . سینا فوری از بابا می پرسد:
- بابا ! چی اومد به سرم؟
***
هوای شما صبح شده؟
برای خواباندنش تقریبا به التماس کردن افتاده ایم. ساعت 1 نیمه شب است. وعده می دهم که فردا می رویم پارک. خودش اضافه می کند :
- هوا که صبح بشه می ریم شهربازی!!
***
رادین چطور شده؟
شب ، قبل از خواب:
- ... ( اواخر قصه سینا کوچولو) مامان و عروسکش اومدن مهمونی خونه سینا. سینا دوست داری اسم عروسک مامان چی باشه؟
- رادین.
- نه عزیزم. رادین اسم پسره. یه اسم دیگه بگو.
- رادین بود. آبی بود.
- رادین لباس آبی پوشیده بود؟ تو تولد مازیار؟
- تو تلونزون.
- (فکرم به سرعت کار می کند که ما از رادین فیلم نداریم- دنبال چیزهای آبی می گردم که ممکن است در خفا رادین نامیده شده باشند) عروسک آبی تو می گی؟؟
- نه رادین بود. آبی بود. تو تلونزون بود. پرت شد کله اش افتاد.
- رادنی* پسرم! رادنی رو می گی؟
- بله!
* رادنی قهرمان کارتون روبوتها عشق جدید سینا
سینا از ماشینش پیاده می شود. می رود روی کاپوت ماشین می ایستد:
- من اینجا وایمیستم ازدواج می کنم!
- مامانی می دونی ازدواج یعنی چی؟
- آره! ( اصولا بچه من همه چی رو می دونه!)
- ازدواج یعنی عروسی. با کی می خوای عروسی کنی؟
- با ماشین!!
***
بازم ازدواج؟
سینا از روی مبل با سر به سمت زمین آویزان شده است. داد می زنم :
- سینا چیکار داری می کنی؟
- دارم ازدواج می کنم!!
***
پیشنهاد ازدواج... نبود؟
بعد از اینکه نشسته ام و برایش توضیح داده ام که عروسی یعنی چی و چندتایی از عکسهای عروسیمان را نشان داده ام. باز خوابیده روی زمین و زیر ماشین را نگاه می کند.
- سینا چه کار می کنی؟
- دارم ازدواج می کنم!
- با کی ازدواج می کنی؟
- با ماشین.
- با ماشین که نمی شه.
- با مامان!
- من قبلا عروسی کردم عزیزم!
- با بابا!!
***
بزرگ بشم چه کارا که نمی کنم!!
نشسته ام و برای اولین بار جلوی سینا لاک می زنم. می آید کنارم:
- مامان چیکار می کنی؟
- لاک می زنم پسرم.
- وقتی منم بزرگ شدم ، لاک می زنم!
***
تعمیرکار کوچولو
از ماشین پیاده می شود. کنار چرخ ماشینش خم می شود :
- برم پیچ گوشتی بیارم ، تگ (تق) بزنم ماشینم درست شه!
- چیکار می کنی پسرم؟
- پیچ گوشتی اینا می کنم. تاک تاک می کنم. دلیک سوک می کنم!
***
اگه گفتی چی گفتم؟
سینا با گواش و قلمو روی جعبه کارتونی نقاشی می کند. در حال نقاشی زمزمه می کند :
- مامان ! دلیک سوک می کنم که توش گاگان گان باشه!!
***
دیدی چی اومد به سرم؟
بابای سینا یکی از حلقه های اسباب بازی سینا را پرت می کند. حلقه از پشت به سر سینا می خورد . سینا فوری از بابا می پرسد:
- بابا ! چی اومد به سرم؟
***
هوای شما صبح شده؟
برای خواباندنش تقریبا به التماس کردن افتاده ایم. ساعت 1 نیمه شب است. وعده می دهم که فردا می رویم پارک. خودش اضافه می کند :
- هوا که صبح بشه می ریم شهربازی!!
***
رادین چطور شده؟
شب ، قبل از خواب:
- ... ( اواخر قصه سینا کوچولو) مامان و عروسکش اومدن مهمونی خونه سینا. سینا دوست داری اسم عروسک مامان چی باشه؟
- رادین.
- نه عزیزم. رادین اسم پسره. یه اسم دیگه بگو.
- رادین بود. آبی بود.
- رادین لباس آبی پوشیده بود؟ تو تولد مازیار؟
- تو تلونزون.
- (فکرم به سرعت کار می کند که ما از رادین فیلم نداریم- دنبال چیزهای آبی می گردم که ممکن است در خفا رادین نامیده شده باشند) عروسک آبی تو می گی؟؟
- نه رادین بود. آبی بود. تو تلونزون بود. پرت شد کله اش افتاد.
- رادنی* پسرم! رادنی رو می گی؟
- بله!
* رادنی قهرمان کارتون روبوتها عشق جدید سینا