مکالمات من و سینا - 4

دانشمند کوچک

پشت کامپیوتر نشسته ام. سینا وارد اتاق می شود. از جایی یک باطری پیدا می کند . نگاهش می کند و هوشمندانه می گوید :

اینا پیلن*! تو پیل یه دستگاهی می ذاری که توش دینی دینی بکنه!!**
----------------------------------------------------------------------
* پیل به ترکی یعنی باطری
**معنی این جمله افسانه ای احتمالا یعنی این که باطری رو می ذاریم و صدای موزیک در میاد.
***
بد آموزی هم حدی داره!

سینا عاشق کارتون روبوتهاست و دست کم روزی یک بار این کارتون رو از اول تا آخر می بیند. همه مکالمات را هم از حفظ است. در جایی تیم -دربان بیگ ولد- به رادنی می گوید : "برو گم شو دیوانه!" این قسمت مورد علاقه سیناست و بلافاصله تکرار می کند "برو گم شو بی بایه!" بماند که از این فحش "بی بایه" در جاهای دیگر هم استفاده می کند!!
***
وانت شما چه رنگیه؟
موقع حمام وان کوچک سینا را می گذارم روی زیر دوشی و حمامش می کنم. آن روز در دستشویی را باز کرده و زیردوشی را نشانم می دهد و می گوید : مامان این وانته!! *
----------------------------------------------------------------------
* هر دفعه بهش می گم بشین رو وانت! بچه ام به این نتیجه رسیده که اسم این بخش خونه وانته!!
***
الهی قربون خودم برم!

نیم ساعتی از سینا بی خبر بودم. رفتم توی اتاق ببینم چه کار می کند. دراز کشیده بود روی زمین داشت می خوابید. گفتم " وای بچه ام اینجا خوابیده!" ظاهرا از این جمله یا لحن من خوشش آمد. تا یک ساعت بعد هی می گفت:

- مامان بگو!
- چی بگم؟
- "وای بچه ام اینجا خوابیده" بگو!!
***
تهدید جدی

سینا با پدرش بیگ ولد* بازی می کند! برج بلندی ساخته اند از کارتونها و سینا می رود تا چکشش را بیاورد که برج را سرنگون کند. رو به بابا می گوید :
من دون** ( با فتح دال و واو) درست کردم... نبینم بهش دست بزنیا!!!
-----------------------------------------------------------------
* یک بازی ابداعی پدر و پسر با شرکت تعداد زیادی جعبه
* اگه شما فهمیدین ما هم فهمیدیم دون یعنی چی!!
***
فارسی شکر است

شلوار سینا سوراخ شده است. سوراخ شلوارش را نشانم می دهد. می گویم : برات می دوزم مامان.

- تو بلدی؟
- آره بلدم .
- آننه یم دیک * می کرد!
-----------------------------------------------------------------
* دیک به ترکی یعنی بدوز!! این جمله یعنی آننه هم می دوخت!!
***
چی چی شده؟

سینا تکه کنده شده ماشینش را می آورد و با هیجان می گوید :

مامان ببین ! این کوپ* شده!
-----------------------------------------------------------------
* کوپ به تنهایی در ترکی معنی ندارد. اما در جمله و با ترکیباتی معنی کنده شدن می دهد.
***
مادر شین با نمک

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…