تلفنی که منتظرش نبودم
داشتم پای تلفن با مادرم حرف می زدم. موبایلم زنگ زد. شماره را در حافظه موبایلم نداشتم. "مامان گوشی!" و بعد صدای مهندس م. را شنیدم. "سلام.خیلی خوش شانسی. خانم خ. مدیکالش اومده و رفته دنبال ویزا و تا یه ماه دیگه از شرکت می ره. بله. می تونی بیای؟" می توانستم بیایم؟ سینا داشت بطریهای خالی را پرت می کرد از این سو به آن سوی پذیرایی و با مهاجمی خیالی شمشیر بازی می کرد. سرویس چایخوری بچگیهام روی میز لمیده بود به انتظار بازی. موهایم را شانه نکرده بودم از صبح. ساعت دقیقا 12 ظهر بود. "بله" این من بودم که جواب دادم؟ یا روح سرگردانی بود که آن لحظه از کنار من رد می شد؟ نمی دانم. چقدر زود و چقدر دیر بود این تلفن. آیا وقتش هست؟ وقتش نیست؟ دیر نشود؟ زود نباشد؟ سینا چطور می شود؟ سینا مهاجم خیالی را سرنگون کرد و نشست روی سینه اش. کز کردم روی مبل. به خودم قول داده بودم که اگر سرکار رفتنی شدم ، هیچ وقت عذاب وجدان نگیرم. فکر نمی کردم به این زودی زنگ بزنند. کاش زنگ نمی زدند. کاش تلفن را برنمی داشتم. کاش خطم را فروخته بودم و شماره تازه ای گرفته بودم. کاش می شد همین فردا بگذارمش و بروم سرکار. کاش من متولد خرداد نبودم! کاش و هزار کاش و اگر و امای دیگر. حالا منم یک خانم شین در آستانه فصل سرد. با یک جواب "بله" و یک پسر کوچولوی دو سال و یک ماهه. سینا از شنبه به مهدکودک خواهد رفت؟ شاید.
خانم شین سرگشته
پ.ن. لطفا اگر باز هم مهدکودکی در محدوده سید خندان سراغ دارید معرفی کنید. در ضمن تعریف مهدکودک رنگینه را قبلا از موسسه مادران امروز شنیده بودم و قصد دارم پنجشنبه سری بهش بزنم. متاسفانه مشکلم این است که در محدوده ترافیکی زوج و فرد است. منتظر یاری بنفشتان هستم.
پ.ن. هر تصمیمی که بگیرم همیشه و هر لحظه در جهت حمایت سینا خواهد بود. یعنی اگر سینا مهدکودک را نپذیرد یا بی تابی کند 6 ماه تا یک سال دیگر صبر خواهم کرد.
پ.ن. بچه های دو ساله چند روزه به مهدکودک عادت می کنند؟
خانم شین سرگشته
پ.ن. لطفا اگر باز هم مهدکودکی در محدوده سید خندان سراغ دارید معرفی کنید. در ضمن تعریف مهدکودک رنگینه را قبلا از موسسه مادران امروز شنیده بودم و قصد دارم پنجشنبه سری بهش بزنم. متاسفانه مشکلم این است که در محدوده ترافیکی زوج و فرد است. منتظر یاری بنفشتان هستم.
پ.ن. هر تصمیمی که بگیرم همیشه و هر لحظه در جهت حمایت سینا خواهد بود. یعنی اگر سینا مهدکودک را نپذیرد یا بی تابی کند 6 ماه تا یک سال دیگر صبر خواهم کرد.
پ.ن. بچه های دو ساله چند روزه به مهدکودک عادت می کنند؟