مکالمات من و سینا - 6
پلنگ بزرگ بزرگ بزرگ
رفتیم اسباب بازی فروشی تا برای سینا یک پلنگ صورتی کوچولو بخریم. در مغازه پلنگهایی بود دو برابر قد سینا. وقتی پرسیدم : "کدومو می خوای ؟" سینا نه گذاشت و نه برداشت. گفت : "مامان ،بزرگ بزرگ بزرگه رو می خوام!!" بزرگ بزرگ بزرگه رو خریدیم و از مغازه آمدیم بیرون. تا من باشم و نظر بچه رو نپرسم!!
***
راز بزرگ
- سینا خوشگل شدم ؟
- آیه . چیکار کردی خوشگل شدی؟
***
فعل منفی به روش سینا
روتختی قلاب بافی ام را روی تخت انداخته ام. توجه سینا فوری بهش جلب می شود :
- چگد گشنگه.
- آره عزیزم . اینو آننه بافته.
- تو بافت نکردی؟
***
من اکسور می کنم. شما چطور؟
به زور شربت سرفه را در حلقش می ریزم. تا نیم ساعت بعد جیغ می زند و می گوید : اکسور* کنم!!
*oksur به ترکی یعنی سرفه کن... این جمله جادویی یعنی که دوا نخورم خوب بشم به جاش سرفه کنم!!
***
چه حرفا!!
دارم آرایش می کنم. نگاهم می کند:
- مامان چیکار می کنی؟
- دارم آرایش می کنم. آرایش مال خانوماس.
- اگه من خانوم باشم آرایش می کنم!!
***
تا به حال کسی خانه شما را پنچر کرده است؟
با جعبه ها برایش یک خانه درست کرده ام. بعد از کلی ذوق کردن خانه را خراب می کند :
- مامان خونه تو پنچر کردم!!
***
جملات موزون
- تو گفتی نمیشه پلنگ ببینم.
- من گفتم چون اون موقع خیلی دیده بودی. الان میشه ببینی.
- من سی دیو آماده کنم. بذارم تو دستگاه بعد بشه آماده!
***
اگه تونستین بگین شاژ!
خاله الهام پلنگ صورتی سینا را می رقصاند. سینا بعد از ذوق کردن بلند می شود :
برم شاژمو بیارم!*
* ساز ... منظور از این جمله این است که سازم را بیاورم که بزنم و پلنگ برقصد!
***
بپا سرفه نکنی بچه جان!!
- ببین عزیزم. دواتو خوردی خوب شدی. دیگه سرفه نمی کنی.
- اگه من سرفه کنم ، ماشین می شم!
- مثل چی؟
- مثل ماشین بزرگ!!
***
خر شدی مامانم؟
روی تخت مشغول انجام عملیات ژانگولر است. وقت خواب است. می آیم توی اتاق.
- وقت خوابه پسرم.
می پرد بغلم می کنم. بوس می کند و می گوید : "خیلی دوست دارم تو رو!" بعد به کارش ادامه می دهد!!
***
ترکیب انتزاعی جدید
سینا با باقی مانده های سرلاک روی میز نقاشی می کند. چیزی کشیده است و با ذوق نگاهش می کند :
- مثل مردبون* شد!!
*مردبون = مردیون(نردبون به ترکی) + نردبون
***
همه شو؟
سینا نصف قوطی سرلاکش را داخل بشقابش خالی می کند. من سر می رسم :
- این زیاده مامانی. نمی تونی همه شو بخوری.
- اگه بزرگ بشم می خورم سییاکو همه شو!
***
اس.ام.اس زدنیست یا کشیدنی؟
- سینا چی می کشی؟
-اس.ام.اس می کشم!!
***
مادر شین بانمک
پ.ن. خلاصه جلسه دوم هوش عاطفی را نوشتم. فردا برایتان روی وبلاگ می گذارم
رفتیم اسباب بازی فروشی تا برای سینا یک پلنگ صورتی کوچولو بخریم. در مغازه پلنگهایی بود دو برابر قد سینا. وقتی پرسیدم : "کدومو می خوای ؟" سینا نه گذاشت و نه برداشت. گفت : "مامان ،بزرگ بزرگ بزرگه رو می خوام!!" بزرگ بزرگ بزرگه رو خریدیم و از مغازه آمدیم بیرون. تا من باشم و نظر بچه رو نپرسم!!
***
راز بزرگ
- سینا خوشگل شدم ؟
- آیه . چیکار کردی خوشگل شدی؟
***
فعل منفی به روش سینا
روتختی قلاب بافی ام را روی تخت انداخته ام. توجه سینا فوری بهش جلب می شود :
- چگد گشنگه.
- آره عزیزم . اینو آننه بافته.
- تو بافت نکردی؟
***
من اکسور می کنم. شما چطور؟
به زور شربت سرفه را در حلقش می ریزم. تا نیم ساعت بعد جیغ می زند و می گوید : اکسور* کنم!!
*oksur به ترکی یعنی سرفه کن... این جمله جادویی یعنی که دوا نخورم خوب بشم به جاش سرفه کنم!!
***
چه حرفا!!
دارم آرایش می کنم. نگاهم می کند:
- مامان چیکار می کنی؟
- دارم آرایش می کنم. آرایش مال خانوماس.
- اگه من خانوم باشم آرایش می کنم!!
***
تا به حال کسی خانه شما را پنچر کرده است؟
با جعبه ها برایش یک خانه درست کرده ام. بعد از کلی ذوق کردن خانه را خراب می کند :
- مامان خونه تو پنچر کردم!!
***
جملات موزون
- تو گفتی نمیشه پلنگ ببینم.
- من گفتم چون اون موقع خیلی دیده بودی. الان میشه ببینی.
- من سی دیو آماده کنم. بذارم تو دستگاه بعد بشه آماده!
***
اگه تونستین بگین شاژ!
خاله الهام پلنگ صورتی سینا را می رقصاند. سینا بعد از ذوق کردن بلند می شود :
برم شاژمو بیارم!*
* ساز ... منظور از این جمله این است که سازم را بیاورم که بزنم و پلنگ برقصد!
***
بپا سرفه نکنی بچه جان!!
- ببین عزیزم. دواتو خوردی خوب شدی. دیگه سرفه نمی کنی.
- اگه من سرفه کنم ، ماشین می شم!
- مثل چی؟
- مثل ماشین بزرگ!!
***
خر شدی مامانم؟
روی تخت مشغول انجام عملیات ژانگولر است. وقت خواب است. می آیم توی اتاق.
- وقت خوابه پسرم.
می پرد بغلم می کنم. بوس می کند و می گوید : "خیلی دوست دارم تو رو!" بعد به کارش ادامه می دهد!!
***
ترکیب انتزاعی جدید
سینا با باقی مانده های سرلاک روی میز نقاشی می کند. چیزی کشیده است و با ذوق نگاهش می کند :
- مثل مردبون* شد!!
*مردبون = مردیون(نردبون به ترکی) + نردبون
***
همه شو؟
سینا نصف قوطی سرلاکش را داخل بشقابش خالی می کند. من سر می رسم :
- این زیاده مامانی. نمی تونی همه شو بخوری.
- اگه بزرگ بشم می خورم سییاکو همه شو!
***
اس.ام.اس زدنیست یا کشیدنی؟
- سینا چی می کشی؟
-اس.ام.اس می کشم!!
***
مادر شین بانمک
پ.ن. خلاصه جلسه دوم هوش عاطفی را نوشتم. فردا برایتان روی وبلاگ می گذارم