مکالمات من و سینا - 8
طفلک کوچوله!
سینا و بابا کوچکترین لیوان سینا را قایم کرده اند و دنبالش می گردند .
دو تایی با هم - کوچوله کجایی؟ کوچوله کجایی؟
سینا - کوچوله کجایی؟ الان با یه مردبون چوبی می زنم تو سرت!
مردبون = ترکیب مردیون به ترکی و نردبون
***
چطوری یاد گرفتم که زبان بریزم و نگذارم مامان وبلاگ بنویسد
سینا - مامان بیا!
مامان - الان میام عزیزم.
سینا بدو بدو داخل اتاق می آید:
مامان بغلم کن که من سردم نشه!
***
ای جان!
مامان - سینا!
سینا - جانم؟
***
یک برق عجیب
- سینا یه اسباب بازی تازه می خوای؟
- آره!
- وای وای !چشمش برق زد از خوشحالی!
- ببین چشمم برق زد ، هیچ جا رو نمی بینم!!
***
آی دمم!
بابا و سینا بازی می کنند. بابا با عروسک انگشتی خرچنگ ، به عروسک انگشتی ماهی سینا برخورد می کند. سینا یک دفعه با آه و ناله شروع می کند به گفتن:
آی دمم! دمم کنده شد! آی دمم!
***
افعال جدید زبان شیرین فارسی
ببرم آننه اینو دوختیده کنه!
،
مامان تو اون نوشت بکن!
***
مربی خیلی خوشمزه است!
سینا همراه با خواندن کتاب فابیو فوتبالیست ، صبحانه می خورد :
- مامان رو نونم مربی بمال!
- چی؟
- از این خوشمزهه!
مربی = مربا!
***
چشمم روشن!
بابای سینا دیر کرده است.
- سینا فکر می کنی بابات کجا رفته؟
- تو دلیک! با اسبها!
دلیک = سوراخ به ترکی
***
سبیل گربه و گوش سینا
سینا گوشش را گرفته است و می دود:
- سینا چرا گوشتو گرفتی؟
- گوشمو گرفتم که نیفتم!
***
شرح وظایف
- سینا بیا از این اتاق بریم بیرون!
- من دارم پی پی می کنم. تو برو پلو گوشتمو آماده کن!
***
چی بدم؟
سینا پشت صندلی چرخدار میز کامپیوتر نشسته است و کمی با میز فاصله دارد:
مامان منو ایت بده!
ایت = هل بده! به ترکی
***
ها؟
نصفه شب:
- مامان پاشو!
- چیه ؟
- پاشو ،لالائیم کن!
***
مادر شین با نمک
پ.ن. جواب سوالهای پست قبل رو توی کامنت دونی پست قبل دادم. قابل توجه اون دوستی که در مورد اسباب بازی پرسیده بود
سینا و بابا کوچکترین لیوان سینا را قایم کرده اند و دنبالش می گردند .
دو تایی با هم - کوچوله کجایی؟ کوچوله کجایی؟
سینا - کوچوله کجایی؟ الان با یه مردبون چوبی می زنم تو سرت!
مردبون = ترکیب مردیون به ترکی و نردبون
***
چطوری یاد گرفتم که زبان بریزم و نگذارم مامان وبلاگ بنویسد
سینا - مامان بیا!
مامان - الان میام عزیزم.
سینا بدو بدو داخل اتاق می آید:
مامان بغلم کن که من سردم نشه!
***
ای جان!
مامان - سینا!
سینا - جانم؟
***
یک برق عجیب
- سینا یه اسباب بازی تازه می خوای؟
- آره!
- وای وای !چشمش برق زد از خوشحالی!
- ببین چشمم برق زد ، هیچ جا رو نمی بینم!!
***
آی دمم!
بابا و سینا بازی می کنند. بابا با عروسک انگشتی خرچنگ ، به عروسک انگشتی ماهی سینا برخورد می کند. سینا یک دفعه با آه و ناله شروع می کند به گفتن:
آی دمم! دمم کنده شد! آی دمم!
***
افعال جدید زبان شیرین فارسی
ببرم آننه اینو دوختیده کنه!
،
مامان تو اون نوشت بکن!
***
مربی خیلی خوشمزه است!
سینا همراه با خواندن کتاب فابیو فوتبالیست ، صبحانه می خورد :
- مامان رو نونم مربی بمال!
- چی؟
- از این خوشمزهه!
مربی = مربا!
***
چشمم روشن!
بابای سینا دیر کرده است.
- سینا فکر می کنی بابات کجا رفته؟
- تو دلیک! با اسبها!
دلیک = سوراخ به ترکی
***
سبیل گربه و گوش سینا
سینا گوشش را گرفته است و می دود:
- سینا چرا گوشتو گرفتی؟
- گوشمو گرفتم که نیفتم!
***
شرح وظایف
- سینا بیا از این اتاق بریم بیرون!
- من دارم پی پی می کنم. تو برو پلو گوشتمو آماده کن!
***
چی بدم؟
سینا پشت صندلی چرخدار میز کامپیوتر نشسته است و کمی با میز فاصله دارد:
مامان منو ایت بده!
ایت = هل بده! به ترکی
***
ها؟
نصفه شب:
- مامان پاشو!
- چیه ؟
- پاشو ،لالائیم کن!
***
مادر شین با نمک
پ.ن. جواب سوالهای پست قبل رو توی کامنت دونی پست قبل دادم. قابل توجه اون دوستی که در مورد اسباب بازی پرسیده بود