بلاگر ناز نكن واسه من
صدايش را مي شنوم كه شعر مي خواند. صداي كودكانه اش را. انگار دو سه روز است كه نديده امش. اين جا كه هست كاري به من ندارد. انگار اينجا وظيفه من فقط غذا دادن و خواباندن است. بقيه روزم را مي توانم بنشينم كنار پنجره و خيال بافي كنم يا اينكه هي نگاه كنم به صفحه هاي سفيد و از دوري مونيتور ال.سي.دي و اي.دي.اس.الم آه بكشم! - و تو! از همه مهمتر البته - پس چرا اينقدر دلم براي خانه ام تنگ مي شود؟ شايد براي اينكه آنجا خانه من است. من فرمانروايش هستم. من پرده ها را باز مي كنم و مي بندم. من موسيقي را انتخاب مي كنم . اينجا در امنيت خانه پدري در سكوتم كز كرده ام. دلتنگم و نگرانم. صداي بچه ام را مي شنوم از دور. انگار دو سه روز است كه نديده امش.
***
باز برف؟ نبار لطفا. از ديدن سفيديت خسته ام.
***
اين پوليور را كه براي من مي بافت ايران بود. مادربزرگم. شايد بيست سال از بافته شدن اين پوليور زرشكي مي گذرد. پوليور هنوز نو است و مادربزرگم چهار سال است كه مرده است.
***
سه سال بود كه بافتني نپوشيده بودم. هوا سرد است يا من سردم است؟ بافتني روي بافتني مي پوشم و باز مي لرزم.
***
از سرما نيست كه نمي نويسم. از دوري است. دوري از تو و خانه و مونيتور و اي.دي.اس.ال و سكوت خانه. دوري از خودم انگار. وبلاگم با اين خانه كمي غريبه است. من اينجا امنم ، اما سردم است.
خانم شين سرمايي
پ.ن. اينجا كه هستم هم كامپيوتر دارم هم مودم و هم وقت . اما بلاگر بنا به صلاحديد خودش گاهي باز مي شود ، گاهي باز نمي شود! براي همين شايد بنويسم. شايد ننويسم. شايد بنويسم و آپ نتوانم كه بكنم! فردا قرار بود بروم خانه. اگر برف بيايد نمي روم. اگر بمانم حالا حالاها مانده ام! اگر هم ننويسم مطمئن باشيد از ننوشتن حرص مي خورم! خوب توضيح دادم؟
***
باز برف؟ نبار لطفا. از ديدن سفيديت خسته ام.
***
اين پوليور را كه براي من مي بافت ايران بود. مادربزرگم. شايد بيست سال از بافته شدن اين پوليور زرشكي مي گذرد. پوليور هنوز نو است و مادربزرگم چهار سال است كه مرده است.
***
سه سال بود كه بافتني نپوشيده بودم. هوا سرد است يا من سردم است؟ بافتني روي بافتني مي پوشم و باز مي لرزم.
***
از سرما نيست كه نمي نويسم. از دوري است. دوري از تو و خانه و مونيتور و اي.دي.اس.ال و سكوت خانه. دوري از خودم انگار. وبلاگم با اين خانه كمي غريبه است. من اينجا امنم ، اما سردم است.
خانم شين سرمايي
پ.ن. اينجا كه هستم هم كامپيوتر دارم هم مودم و هم وقت . اما بلاگر بنا به صلاحديد خودش گاهي باز مي شود ، گاهي باز نمي شود! براي همين شايد بنويسم. شايد ننويسم. شايد بنويسم و آپ نتوانم كه بكنم! فردا قرار بود بروم خانه. اگر برف بيايد نمي روم. اگر بمانم حالا حالاها مانده ام! اگر هم ننويسم مطمئن باشيد از ننوشتن حرص مي خورم! خوب توضيح دادم؟