بیشترین عشق جهان را به سوی تو می آورم *
داشتیم سه تایی بازی می کردیم. یک بازی هیجانی احمقانه. از حماقتمان خنده مان گرفته بود. چشمم خورد به پسر کوچکم. از شدت خوشحالی نمی دانست چه کار بکند. همینطور می دوید و جیغ می زد و از خوشحالی سرش را تکان می داد. متوجه شدم که اولین بار است که سه تایی داریم با هم بازی هیجانی می کنیم. فهمیدم که پسرکم خیلی خیلی خیلی خوشحال است و از شادی در پوست خودش نمی گنجد. فهمیدم که احساس امنیت و شادی می کند. از شادیش گرمتر شدم. دیدم که با این بازیها می توانیم بیشترین امنیت دنیا را به بچه مان بدهیم. برای اینکه بزرگترین آرزوی بچه ها شادی والدین است و وقتی این شادی در کنار بازی به کودک داده می شود خودش را عامل شادی والدین می داند و احساس ارزشمندی و امنیت می کند.بازی هیجانی سه نفره را حتما امتحان کنید.
***
وقتی مامان و بابام را خندان می بینم احساس امنیت می کنم.فکر میکنم در مورد عموم آدمها هم همینطور باشه وگاهی متعجبم که وقتی یک کار به این سادگی اینقدر میتونه توی روحیه بچه هامون اثر مثبت بگذاره چرا همیشه نمی خندیم؟چرا همیشه در لحظه نیستیم؟**
***
همین الان که داشتم این نوشته ها را می نوشتم، سینا از غفلت من سو استفاده کرد و کارت ملی بابا را برداشت و انداخت توی دستگاه! این دستگاه متاسفانه ضبط صوت چند طبقه ماست که مدتیست که به علت خرابی در کنار میز کامپیوتر بستری است تا آقای الف فرصت کند و ببردش دکتر! احتمالا الان که ضبط صوت حامله شده و یک "کارت ملی" با عکس بابایی در راه دارد زودتر به وصال دکتر می رسد!!
خانم شین
* از شاملو
** از وبلاگ مانای عزیزم
پ.ن. قبلا هم سه نفره با هم بازی کرده بودیم اما همه اش بازیهای آرام بود مثلا لگو بازی و ماشین بازی. این اولین بار بود که بازی هیجانی سه تایی می کردیم
***
وقتی مامان و بابام را خندان می بینم احساس امنیت می کنم.فکر میکنم در مورد عموم آدمها هم همینطور باشه وگاهی متعجبم که وقتی یک کار به این سادگی اینقدر میتونه توی روحیه بچه هامون اثر مثبت بگذاره چرا همیشه نمی خندیم؟چرا همیشه در لحظه نیستیم؟**
***
همین الان که داشتم این نوشته ها را می نوشتم، سینا از غفلت من سو استفاده کرد و کارت ملی بابا را برداشت و انداخت توی دستگاه! این دستگاه متاسفانه ضبط صوت چند طبقه ماست که مدتیست که به علت خرابی در کنار میز کامپیوتر بستری است تا آقای الف فرصت کند و ببردش دکتر! احتمالا الان که ضبط صوت حامله شده و یک "کارت ملی" با عکس بابایی در راه دارد زودتر به وصال دکتر می رسد!!
خانم شین
* از شاملو
** از وبلاگ مانای عزیزم
پ.ن. قبلا هم سه نفره با هم بازی کرده بودیم اما همه اش بازیهای آرام بود مثلا لگو بازی و ماشین بازی. این اولین بار بود که بازی هیجانی سه تایی می کردیم