نرم نرمک می رسد اینک بهار*

فکر نمی کردم که وقت وبلاگ نوشتن نداشته باشم یا کمی حوصله اش را یا حتی سوژه ای برای نوشتن، کمی از همه اش، در این دو روز آخر سال. هوا بعد از طوفان آن شب چنان می درخشد که خانه نشستن سخت می شود. اما با این همه ترقه بازی و پیشواز و برنامه های چهارشنبه سوری دل بردن بچه به پارک را ندارم. چند روزی می رویم شمال و امیدوارم که آنجا هم هوا همینقدر خوب باشد. من خوبم. آنتی بیوتیکم تمام شده است. هپلی وار منتظر سال جدیدم. مجالی اگه بود قبل از سفر خواهم نوشت. عید همگی مبارک!

خانم شین و خانواده
* فریدون مشیری

Popular posts from this blog

- ساکن آسانسور بلوک یک

◽️روز چهلم: لذت گمشده

◽️اگر جنگ خوب بود…