اطلسی های بنفش و خیالهای ما برای بهشت کوچک خانگی مان
گلهای بهشت قبلی ما را که زمستان زد و برد. بیشترش هم گل فصلی بود. مانده بود یک گلدان کاج و دو شمشاد کچل. گلدان بزرگ خالی را هم آقای الف تخم خرفه کاشته بود که فکر می کنم با مسافرت نوروزی ما فاتحه اش خوانده شد. بالاخره دیروز صبح قید خواب صبحگاهی را زدم و با آقای الف راه افتادیم رفتیم طرف اتوبان آهنگ ، باغ گل محلاتی. حتی راه رفتن در فضای فرحبخش گلخانه ها و بین این همه گلها و سبزه ها لذت بخش است. سبزهای مختلف. چقدر سبز. دلم می خواهد همه اش را داشته باشم. - گفتم سبز یادم افتاد که تازگیها بعضی صبحها یک طوطی سراپا سبز پشت پنجره اتاق سینا می آید و رنگ سبز بالهایش را هیچ جایی ندیده ام پیش از این، شاید به خاطر وجود سینا به رنگها و تفاوتها حساس شده ام - بین شمعدانی ها و یاسها و اطلسی ها قدم می زنم. آخر طاقت نمی آورم. دو تا گلدان "ناز"برمی دارم که پارسال هم داشتم و از لای نرده ها و گلدان ریخته بودند پایین و منظره شلوغ و دل انگیزی درست کرده بودند. یک گلدان "حسن یوسف" برمی دارم به یاد مادربزرگم. دو تا "یاس امین الدوله" تا در گلدان کاج مرحوم بکاریم و امید داشته باشیم که با دو ساعت آفتابی که در روز می بیند سبز شود و بپیچد لای نرده های بالکن و یک بهشت حسابی داشته باشیم. بعد محو رنگهای اطلسی ها می شوم. سه رنگ مختلف بنفش بر می دارم با همان شاه پسندها. گلهای جعفری با زردی شان - علی رغم زیبایی - به این ترکیب نمی آیند. حذفشان می کنم. آقای الف هم می رود سراغ بذرها و گوجه فرنگی و فلفل و ریحان برمی دارد. بعد خیال بافی می کنیم از صبحهایی که سبزی تازه داشته باشیم و فلفل . خیال بافی می کنیم از بازی سینا با آب پاش بزرگی که خریده ایم. خیال بافی می کنیم از چایهایی که عصرها در بهشت کوچکمان بخوریم. خیال بافی می کنیم و به خانه برمی گردیم. سینا را که از خانه مادرم برمی داریم گلدانهای کوچک را نشانش می دهم. ذوق می کند. " این ها همه مال توئه که هر روز بهشون آب بدی و باهاشون بازی کنی" به خانه رسیده نرسیده بچه خوابیده ام چشمهایش را باز می کند و سراغ آبپاشش را می گیرد. من و آقای الف با چشمهایی که از سنگینی بی خوابی دیشب و خستگی صبح و خمودگی بعد از ظهر گیجند نگاهش می کنیم که به برگهای یاس امین الدوله دست می کشد و با آبپاش بزرگش به اطلسی های بنفش آب می دهد. خیالهای ما هنوز هیچ نشده رویای واقعیت پوشیده اند. به خاطر بودن تو، پسرم.
خانم شین
پ.ن. به محض اینکه بهشت جدید آماده شد، عکسش را برایتان می گذارم.
پ.ن. عکس بالای صفحه عکس بهشت پارسالی من است. این هم آدرس پست مربوطه اش
پ.ن. این هم آدرس داستانگونه من و زن همسایه برای کسانی که ماجرای بهشت کوچک را فراموش کرده اند